تبليغاتX
سرای دانای توس

عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

مهدی اخوان ثالث


عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری نفشاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بیدلی او را ز در خانه براندیم

هرجا گذری غلغله شادی و شورست
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم

آفاق پر از پیک و پیامست ولی ما
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم
واصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر
سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیم

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند
ما این خرک لنگ ز جوئی نجهاندیم

ماننده ی افسون زدگان، ره به حقیقت
بستیم و جز افسانه بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان
مسکین من و دل در خم این زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر «امید» که صدبار
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم


+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و نهم اسفند 1390 و ساعت 2:29 بعد از ظهر |

خداسالاری در ایران باستان

سرای دانای توس

سیاوش در شاهنامه:
چنین داد پاسخ که فرمان شاه --- بر آنم که برتر ز خورشید و ماه
ولیکن به فرمان یزدان دلیر --- نباشد ز خاشاک تا پیل و شیر
کسی کو ز فرمان یزدان بتافت --- سراسیمه شد، خویشتن را نیافت

نظر هگل در مورد ایرانیان:
به گفته هگل این نبود استقلال شخصی در فرهنگهای مختلف شرقی به صورتهای مختلف ظهور می کند، ولی نتیجه همواره یکسان است. هگل می گوید دولت چین بر پایه اصل خانواده سازمان داده شده است. اساس حکومت مدیریت پدرانه امپراتور است، و دیگران جملگی خویشتن را به چشم فرزندان دولت می نگرند... به عکس در هند مفهوم آزادی فردی وجود ندارد، زیرا نهاد اساسی جامعه - یعنی نظام «کاست» که برای هرکس از زن و مرد پیشه ای مقرر میدارد - چیزی طبیعی و لذا دگرگونی ناپذیر انگاشته می شود، نه نهادی سیاسی...
ایران تفاوت می کند. گرچه ممکن است در بادی امر شاهنشاه ایران نیز عمدتا به همان معنا مانند امپراتور چین فرمانروای مطلق مطلق به نظر برسد، ولی اساس شاهنشاهی ایران اصلی عام است، قانون [بالاتری] است که هم فرمانروا را تحت ضابطه و قاعده می اورد و هم همه رعیت را... ایران سلطنت خداسالارانه داشت استوار بر دین زرتشت ...
البته معنای این سخن آن نیست که در ایران برابری حکمفرما بود. شاهنشاه فروانروای مطلق و بنابراین تنها شخص آزاد در قلمرو شاهنشاهی بود، اما خود اینکه فرمانروایی او بر اصلی عام مبتنی بود و یکی از واقعیات طبیعی انگاشته نمی شد، چنین معنا می داد که تکامل امکانپذیر است. این تصور که اساس حکمرانی اصلی عقلی یا معنوی و روحانی است خود به معنای رشد آگاهی از آزادی است که هگل می خواهد آنرا ریشه یابی کند و از این رو آغاز «تاریخ حقیقی» است.
-- پیتر سینگر، هگل، ترجمه عزت الله فولادوند، ص44


+ نوشته شده توسط دانای توس در چهارم بهمن 1390 و ساعت 10:30 بعد از ظهر |

بایگانی گفتارهای فریدون جنیدی درباره شاهنامه

در برنامه پنجره های رو به مهتاب


این سامانه؛ بایگانی گفتارهای استاد ارجمند؛ فریدون جنیدی، درباره شاهنامه در برنامه پنجره های رو به مهتاب است، که از بهمن ماه 1388 تا شهریورماه 1390 خورشیدی، روزهای یکشنبه هر هفته از رادیو فرهنگ پخش می شد و دوستداران بسیاری را فراهم آورده بود.

شماری فراوان از دوستداران شاهنامه، از پس پایان  گرفتنِ این برنامه ارزشمند، در پی آن بودند که همه این گفتارهای ارزنده را بتوانند جایی، در کنار هم بیابند و در هر زمان دلخواه، آنرا بگوش جان بنیوشند.
این رویه را برای آن ساخته ایم، که دسترسی شاهنامه دوستان و دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران زمین را به این گنج پرارزش و بی همتا، آسانتر نموده باشیم.

گفتنی ست که پرونده ها  همگی فشرده سازی شده اند (ZIP) تا گنجایش آنها کم و دانلود کردن آنها آسان باشد.
برای بازگشایی پرونده ها از برنامه 7zip میتوانید بهره گیرید.

برای دستیابی به آرشیو به این پیوند مراجعه کنید.


+ نوشته شده توسط دانای توس در چهارم بهمن 1390 و ساعت 11:10 قبل از ظهر |
سیاهی لشکر نیاید به کار
یکی مرد جنگی به از صد هزار

(این بیت از سعدی است که به اشتباه به فردوسی نسبتش می دهند)


+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و دوم دی 1390 و ساعت 11:14 بعد از ظهر |

نرم‌افزار دیوان حافظ شیرازی

دوست فرهیخته و گرامی جناب آقای جواد احشامیان (هم‌صدا) -دبیر ادبیات فارسی آموزش و پرورش شهرستان آستارا- نرم‌افزاری را برای مرور دیوان حافظ طراحی کرده و به صورت رایگان عرضه کرده‌اند که برای دوستداران ادبیات فارسی و خصوصاً اشعار لسان‌الغیب هدیه‌ای ارزشمند به شمار می‌رود.

نرم‌افزار رایگان دیوان حافظ شیرازی

خلاصه‌ای از امکانات این برنامه به نقل از خود ایشان:

- تمامی اشعار دیوان حافظ با قابلیت دسترسی آسان و سریع

- وزن تمامی اشعار

- نمایش بیت تصادفی در آغاز برنامه

- فال با دیوان حافظ

- فرهنگ لغت با قابلیت افزودن لغت جدید، ویرایش و حذف

_ رو خوانی تمام غزلیات (با صدای دلنشین استاد موسوی گرمارودی) با قابلیت کنترل

- آهنگ پس‌زمینه با قابلیت کنترل

- ساختن گزیده با امکان ویرایش لیست گزیده‌ها

_ افزودن پی‌نوشت به اشعار با قابلیت ویرایش

- ذخیرهٔ متن اشعار دلخواه بر روی دیسک سخت

- رونوشت یا کپی متن اشعار

- تنظیم شفافیت پنجرهٔ برنامه

- تغییر قلم (فونت) و رنگ اشعار و …

- قابلیت جستجوی عبارت انتخاب شده در لغتنامهٔ اختصاصی برنامه

- قابلیت جستجوی عبارت انتخاب شده در دو موتور جستجوی گوگل و دانشنامهٔ آزاد

- چاپ اشعار

- جستجو در شعر حاضر

- جستجو در لیست اشعار

- جستجوی پیشرفته در کل دیوان با قابلیت گرفتن خروجی با فرمتهای اکسل و متن

- نظر سنجی (بر روی انجمن)

- بزرگنمایی و کوچک نمایی متن شعر با استفاده از (چرخ ماوس+ Ctrl) یا (Ctrl + Mouse Wheel)

- راست کلیک در لیست اشعار و متن اشعار

- نرم‌افزار داری قابلیت نصب بر روی فلش‌مموری می‌باشد.

این ‌نرم‌افزار را می‌توانید از این نشانی دریافت کنید (حدود ۱۴ مگابایت). قلمهای B Lotus – B Mitra – IranNastaliq را اگر ندارید از اینجا و فایلهای صوتی (مجموعاً ۱۰۳ مگابیت) با دریافت این ۱۰ تکه: (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰) و اجرای فایل اجرایی خودبازشو قابل اضافه شدن به برنامه است (توجه کنید که تمام ۱۰ تکه باید دریافت شود و عدم وجود حتی یک تکه شما را به مقصود نمی‌رساند)، جهت دریافت چگونگی پیکربندی صحیح برنامه برای استفاده از این فایلهای صوتی به راهنمای همراه آن مراجعه کنید.

منبع: تازه های گنجور


+ نوشته شده توسط دانای توس در نوزدهم دی 1390 و ساعت 0:3 قبل از ظهر |
موسيقي ايران باستان؛
موسيقي هخامنشي
وبلاگ دل آوا

1) موسیقی مذهبی :

بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی ، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز و با نای سرودهای مذهبی می‌خواندند و از این نظر ، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تأثیر اقوام سامی . موسیقی این سرودها صرفاً موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی .
مشاهده می‌کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می‌خورد .
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه‌ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است .


هرودوت همچنین می‌نویسد :
" ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود ، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی‌پاشند ، در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می‌شود و یکی از سرودهای مذهبی را می‌خواند . "


۲) موسیقی رزمی :
در دوران هخامنشی موسیقی به نوع دیگری هم موجود بوده است . یکی از انواع دیگر ، موسیقی رزمی یا جنگی بوده است .
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب " سیروپدیا " می‌نویسد :
" کورش کبیر به عادت دیرینه ، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود ، آزادمردان با قدم‌های مساوی و منظم به راه افتادند . کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند . "
" کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند ، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است . "
این سرودها برای بر‌انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می‌شد و گزنوفون اضافه می‌کند که :
" کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به  مرگ سیاوش  خوانده می‌شد . "

موسیقی هخامنشی


این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام " سوگ سیاوشان " یا " سووشون " معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می‌شود .
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آن جمله می‌توان به کرنا ، نی ، شیپور ، کوس ( نوعی ساز ضربی ) ، درای و سنج اشاره کرد .
در سال ۱۳۳۶ هجری شمسی در کاوش‌های تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی ، یک شیپور فلزی به طول ۱۲۰ سانتی متر بدست آمد که شبیه کرنای است . قطر دهنه آن ۵۰ سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می‌شود .


۳) موسیقی مجلسی :
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است . موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر‌باز در تمدن ایران وجود داشته است . آوازهای فراغت ، سرودهای شادی و سرور ، در جلسات بزم بکار می‌رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت .
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده‌اند و دیگر مورخ یونانی " آتنه " در این باره نوشته است که :
" در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می‌شد ، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه‌هایی در مجلس شرکت می‌کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن‌ها سهم اساسی داشتند . "

http://www.livius.org/a/iran/bishapur/bishapur_mosaic2_louvre.jpg

هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می‌کند و می‌نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می‌کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان ، سده ، نوروز و . . . به دربار خوانده می‌شدند و شادی و سرور برپا می‌کردند .
گزنوفون نیز می نویسد :
" کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدان‌ها را برگزید . . . اسکندر مقدونی از خزانه کورش ۳۲۰ فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد . "
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :
" حدود ۳۶۰ دختر خنیاگر ( نوازنده یا خواننده ) به آوازخوانی و نوازندگی می‌پرداختند .


منبع: http://del-ava.blogfa.com/post-197.aspx


+ نوشته شده توسط دانای توس در یازدهم آبان 1390 و ساعت 10:32 بعد از ظهر |

شعری از ملک الشعرای بهار در وصف فردوسی


چار تن در یک زمان جستند در دوران سری / پنج نوبت کوفتند از فرِ شعر و شاعری

جاه و آبِ رودکی شد تازه زین چار اوستاد / فرخی و عسجدی و زینتی و عنصری

درگهِ محمود شد زین چار شاعر پرفروغ /همچنان کز هفت اختر گنبدِ نیلوفری

زر فرستادند بهرِ شاعران بر پشتِ پیل / اینت خوش بازارگانی، آنت والا مشتری

بود کارِ شاعران در حضرتِ غزنی به کام /زآن کجا محمود را بُد شیوه شاعر پروری

بهرِ خدمت هر یکی نیکو غلامان داشتند / با کمرهای مرصع با قباهای زری

ایستانیده به درگه مرکبانِ راهوار/ گسترانیده به مجلس فرش‌های عبقری

در حضر همراهِ خسرو، در سفر همراهِ شاه/ شوق خدمت در سر و در دست زرِ شش سری

چرخ بر این چار تن بگماشت چشمِ عاطفت / دهر بر این چار پور افکند مهرِ مادری

با چنان حشمت که بودند آن اساتیدِ بزرگ / مال و نعمت در کنار و فضل و حکمت بر سری

بندگان بودند و شاگردان برِ استاد طوس / زآنکه بودش بر سخن‌سنجان دوران سروری

من عجب دارم از آن مردم که هم پهلو نهند/ در سخن فردوسیِ فرزانه را با انوری

انوری هر چند باشد اوستادی بی‌بدیل / کی زند با اوستاد توس لاف همسری

سحر هرچندان قوی، عاجز شود از معجزه / چون کند با دستِ موسی سحرهایِ سامری

شاهنامه هست بی اغراق قرآنِ عجم / رتبه‌ی دانای توسی رتبه‌ی پیغمبری

شاعری را شعر سهل و شاعری را شعر صعب/شاعری را شعر سخته شاعری را سرسری

آن یکی پند و نصایح آن یکی عشق و مدیح / آن یکی زهد و شریعت آن یکی صوفی‌گری

بهترین شعری ازین اقسام در شهنامه است / از مدیح و وصف و عشق و پند، چون خوش بنگری

در مقام چاره‌سازی چون پزشکی چرب‌دست / در مقام کینه‌توزی چون پلنگِ بربری

چون دم از تقدیر و از توحیدِ یزدانی زند / روح را هر نغمه‌اش سازد یکی خنیاگری

داستانها بسته چون زنجیرِ پولادین به هم / کاندر آنها لفظ با معنا نماید همبری

باغبان‌وش از برِ هر داستانی نو به نو/ بسته از اندرزِ خوش، یک دسته گلبرگِ طری

چند روح اندر یکی شاعر به میراث اوفتاد /  فیلسوفی، پادشاهی، گربزی، کندآوری

زین طباعِ مختلف سر زد صفاتِ مختلف / وآن صفت‌ها شعر شد وآن شعرها شد دفتری

شعرِ شاعر نغمه‌ی آزاد روحِ شاعر است / کی توان این نغمه‌ها بنهفت با افسونگری

فی‌المثل گر شاعري مهتر نباشد در منش / هرگز از اشعار او نآید نشان مهتری

ور نباشد شاعري اندر منش والا گوهر / نشنوی از شعرهایش بویِ والاگوهری

هر کلامی باز گوید فطرت گوینده را / شعرِ زاهد زهد گوید، شعرِ کافر کافری

ترجمانِ مخبرِ والای فردوسی بود / هر چه در شهنامه است آثاروالاگوهری

گفت پیغمبر که دارند اهلِ فردوسِ برین / بر زبان لفظِ دری ، جایِ زبانِ مادری

نی عجب گر خازنِ فردوس، فردوسی بود / کو بود بی‌شبهه رب‌النوع گفتارِ دری

عیب بر شهنامه و گوینده‌اش هرگز نکرد / جز کسی کش نیست عقل از وصمت نقصان بری

گرنه با افسار قانون‌شان بپیچانند پوز / از برِ بستانِ دانش پشک ریزند از خری

کس بدیشان نگرود گرچه زن و فرزندشان / لاجرم خصم بزرگانند و خصمی مفتری

هرکسی مشهور شد این قوم بدخواهِ ویند / زانکه بومِ شوم باشد دشمنِ کبکِ دری

این ددان با سعدی و حافظ همیدون دشمنند/ کز چه رو معبودِ خلقند آن بتان آذری

مدحِ فردوسی شنیدم از شعاع‌الملک و گشت / طبعِ من از خواندنِ شعرش بدین گفتن جری

شطری اندر شعر گفت از سال و ماهِ اوستاد/ اینک این تاریخ نیک آید چو نیکو بشمری

سیصد و سی یا به سالی کمتر از مادر بزاد/ هم به شصت پنج کرد آغاز داستان‌گستری

در اوانِ چارصد شد اسپری شهنامه‌اش / یازده سالِ دگرشد عمرِ شاعر اسپری

برد سی‌وپنج سال اندر کتابِ خویش رنج / ماند با رنجی چنان گنجی بدین پهناوری

زر به کف ناورد، زیرا کارفرمایان بدند/بسته همچون سکه،دل بر نقش زر جعفری

جودِ محمودی در آغازِ جهانگیریش بود/ چون فزون شد گنج، رادی رفت و آمد معسری

زنده شد ایران ازین شهنامه گرچه شاعرش/خونِ دل خورد و ندید از بخت الا مدبری


با تشکر از دوست عزیز میلاد


+ نوشته شده توسط دانای توس در سوم آبان 1390 و ساعت 10:46 بعد از ظهر |

بازگشت اژدها

ح. جوشن‌لو

گسسته است زنجیر هزار اهریمنی تر ز آنکه در بند دماوندست
پشوتن مرده است آیا؟
و برف جاودان بارنده سام گرد را سنگ سیاهی کرده است آیا؟
 م -امید

استوره ها معمولا به بازگشت خود وعده می دهند. این وعده دادنها بیشتر در قالب بشارت بازگشت منجی است در آخر الزمان. معمولا تعدادی از پهلوانان استوره زنده می مانند تا دوباره بازگردند. در استوره ایرانی، این پهلوانان را "جاودانان" یا "بی‌مرگان"می نامند:

بی‌مرگان یا جاودانان در سنت کهن ایران، نامدارانی هستند که نمی‌میرند و چون زمان معمول زندگی‌شان به سر می رسد یا به خواب می روند و یا در جایی پنهان می‌مانند و درهنگام لازم و در زمان فرشگرد (دوران بازسازی جهان) به یاری بزرگان دین و مردم می شتابند. نام این جاودانان بنا به روایتهای مختلف فرق می کند. از میان آنها به شخصیت‌های ذیل می توان اشاره کرد:

دنباله ...


+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و نهم مهر 1390 و ساعت 5:41 بعد از ظهر |

چند نوشتار ارزشمند از رضا مرادی غیاث آبادی:

دستکاری در گاتهای زرتشت و گمراهی در مطالعات ثانوی

گاتها، کتاب مقدس مزدکیان

آیین مزدک به روایت دینکرد: تنها متن بازمانده از گفتگوی مزدکیان با روحانیت زرتشتی

نظریات ژان کلنز در باره گاتهای زرتشت


+ نوشته شده توسط دانای توس در چهارم شهریور 1390 و ساعت 1:48 بعد از ظهر |
گلچینی از بیت‌های زیبای شاهنامه- 1

(نماهنگ)


دانلود از
:
4shared
مشاهده در یوتیوب:


+ نوشته شده توسط دانای توس در سی ام اردیبهشت 1390 و ساعت 1:39 بعد از ظهر |
میترا، خدای رخت بربسته- بخش سوم

نوشتۀ علیرضا مناف زاده



آنچه پژوهشگرانِ اروپایی زیرعنوان میترا و میترائیسم در نوشته‌های خود مطرح کرده‌اند، ربط زیادی به میترای ودایی و میثرۀ اوستایی ندارد. بیشتر آنان از این آیین زیر عنوانِ کیشِ یونانی- رومی یاد کرده‌اند. در مرکزاین کیش، چنان که در صدرِ پرستشگاه‌هایِ آن، نخست با شمایل یا پیکرۀ خدایی در حالِ کشتنِ گاوی نر سروکار داریم. در گرداگرد این شمایل اصلی، شمایل‌هایِ دیگر، تندیسک‌ها و نمادهایی می‌بینیم که در ربط با رسالت و سرگذشتِ شمایلِ اصلی و پایانِ کار او وظیفه یا نقشی به عهده ‌دارند. قربانی کردن گاوِ نر، درواقع، سرانجامِ رویدادی قُدسی است که پرستندگان میترا آن را با شمایل‌نگاری یا با کنده‌کاری در پرستشگاه‌های این خدایِ تن‌یافته بازگو کرده‌اند. جز میترایِ سنگ‌زاد، در بیشتر شمایل‌نگاری‌ها، این رویدادِ قدسی سه بازیگرِ مهم نیز دارد: خورشید، کاتِس (پرسوناژی که مشعلی رو به آسمان در دست دارد) و کاتُ‌پَتِس (پرسوناژی که مشعلی رو به پایین در دست دارد).

دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و نهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:9 بعد از ظهر |
اسطوره رستم در زبان‌های غربی

احسان عابدی



رستم قهرمان ملی ایرانیان است

هزار و چند سال قبل، پهلوان اسطوره‌ای ایران، رستم با قلم فردوسی جان دوباره‌ای گرفت و در کارزار با اهریمنان و دشمنان ایران، دلاوری‌ها کرد، آن‌چنان که در گذر زمان بدل به معروف‌ترین قهرمان ایرانی و سمبل رشادت و نیرومندی شد.

فردوسی در شاهنامه سروده است: "که رستم یلی بود از سیستان / منش کردمی رستم داستان" و با این بیت بر نقش انکارناپذیر خود در خلق و پرداخت شخصیت بی‌همتای این قهرمان تاکید کرد، اما بی‌راه نرفته‌ایم اگر بگوییم که رستم نیز اسطوره فردوسی را خلق کرد و به او امکان زندگی در طول سده‌ها را داد، مثل اولیس که هومر شاعر، جاودانگی و شهرتش را مدیون اوست.

دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:49 بعد از ظهر |
نگاهی به پژوهشی ساختارگرایانه در روایت های اسطوره ای شاهنامه

علی بلوکباشی


پرداختن به پژوهش و تحلیل ساختاری اساطیر در ایران کاری بسیار تازه وجوان است. بجز چند تن از ایرانیان، آن هم از دانش آموختگان حوزۀ فرهنگ وزبان های باستانی و زبان شناسی و ادبیات فارسی، از جمله شادروان مهرداد بهار و سرکار خانم دکتر ژاله آموزگار و دکتر بهمن سرکاراتی، انسان شناسان ایرانی کمتر به اسطوره  شناسی و تحلیل ساختاری و تطبیقی اسطوره های ایران و تحقیق در بن مایه های اجتماعی و فرهنگی آنها همت گمارده اند.

دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:22 قبل از ظهر |

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی


بناهای آباد گردد خراب             ز باران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند       که از باد و باران نیابد گزند
برین نامه بر عمرها بگذرد      بخواند هر آن کس که دارد خرد

----------------------------------------------

آنچه در این پایگاه می یابید متن شاهنامه است که طبق مطابقتی که من انجام دادم بر پایه نسخه معتبر چاپ مسکو می باشد. استفاده از این سایت بصورت آنلاین دارای قابلیت جستجو نیز می باشد که از این نظر امکان بسیار خوبی را در زمینه شاهنامه پژوهی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. ضمنا محتویات این پایگاه را می توانید از  اینجا بصورت کامل دانلود کنید (1.2 مگ) و بصورت آفلاین شاهنامه را ورق بزنید. با این تفاوت که در متن آفلاین قابلیت جستجو وجود ندارد.

همچنین می توانید ترجمه انگلیسی شاهنامه را (تا مرگ رستم) از پیوند زیر دانلود نمایید( لینک اصلاح شده غیرمسدود ):  
Shaahnaameh of Ferdowsi 
(PDF, 450kb)
translated by Helen Zimmern


+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و چهارم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:6 بعد از ظهر |

به تصویر کشیدن خروش کاوه آهنگر در هشت بیت

شاهنامه فردوسی


پس از انکه کاوه آهنگر بدون نتیجه از دربار ضحاک بیرون آمد با یک خروش طبیعی و به سرعت بنیان یک انقلاب عظیم ملی را برنهاد. کاوه آهنگر با یک جمله توانست تمام مردم ایران زمین را دور خود گرد آورد(بیت آبی رنگ). فردوسی تمام این عظمت و خروش را در هشت بیت به تصویر کشیده است:


چو کاوه برون شد ز درگاه شاه --- برو انجمن گشت بازارگاه

همی بر خروشید و فریاد خواند --- جهان را سراسر سوی داد خواند

 ازان چرم کاهنگران پشت پای --- بپوشند هنگام زخم درای

همان کاوه آن بر سر نیزه کرد --- همانگه ز بازار برخاست گرد

خروشان همی رفت نیزه بدست --- که ای نامداران یزدان پرست

کسی کاو هوای فریدون کند --- دل از بند ضحاک بیرون کند

بپویید کاین مهتر آهرمنست --- جهان آفرین را به دل دشمن است

بدان بی‌بها ناسزاوار پوست --- پدید آمد آوای دشمن ز دوست


* زبان فردوسی در بیان این صحنه کاملا طبیعی است و پس از هزار سال هنوز هم هر ایرانی بدون سختی و نیاز به مراجعه به فرهنگ لغت معنی این بیتها را که از نهاد فردوسی برخاسته می فهمند. شاید این به این دلیل باشد که تاریخ ما همچنان در حال درجا زدن است.


+ نوشته شده توسط دانای توس در بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:56 بعد از ظهر |

پیام شاهنامه به همه دیکتاتورهای جهان

سرای دانای توس

جمشید شاه پس از بدست گرفتن زمام امور و حکومت بر آدمیان و دیوان و چرندگان و خزندگان و ماهیان، گمان کرد کسی شده و قدرت و خواست خود را مطلقه پنداشت:

زمانه بر آسود از داوری ---- به فرمان او دیو و مرغ و پری

+++

یکایک به تخت مهی بنگرید --- به گیتی جز از خویشتن را ندید

منی کرد آن شاه یزدان شناس --- ز یزدان بپیچید و شد ناسپاس


او تمام بزرگان (مهان) و سپاهیان و شیوخ و موبدان را گرد آورد و مطلقه شدن حکومتش را به آنها ابلاغ کرد:
دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در بیستم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:56 بعد از ظهر |

زبان عربی و نقش ایرانیان

شهربراز

همان گونه که در کتاب‌های تاریخ اسلام هم آمده است پیش از اسلام و در زمان اسلام تعداد کسانی که در حجاز سواد خواندن و نوشتن داشتند به تعداد انگشتان دست بوده است. بنابراین طبیعی است که هیچ گونه اثر نوشتاری از آنان وجود نداشته باشد. گفته می‌شود که پیش از اسلام هفت قصیده (چکامه)ی بلند و بزرگ عربان را در خانه‌ی کعبه آویخته بودند و بدان «هفتگانه‌ی آویخته» (در عربی: سَبعه‌ی معلّقه) می‌گفتند. خط عربی نیز بر پایه‌ی خط ایرانیان بوده است و به گفته‌ی ابن عباس پسر عبدالمطلب خط عربی از شهر ایرانی انبار به میان عربان حجاز راه یافت. خط کوفی نیز در میان ایرانیان و به دست آنان پدید آمد و بالید. (ن.ک. سبک‌شناسی، ملک‌الشعرا بهار، جلد ۱ ص ۹۲)


دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در هفدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:2 بعد از ظهر |
میترا، خدای رخت بربسته – بخش دوم

علیرضا مناف زاده


درمقالۀ پیش دیدیم که درگات‌ها، کهن‌ترین ومهم‌ترین بخش اوستا که بسیاری ازاوستاشناسان آن را سرودۀ خود زرتشت می‌دانند، اثری ازمیترا نیست. در اوستای نو یا پسین است که میترا یا میثره در مقام ایزد پیمان ظاهر می‌شود و یکی از یَشت‌ها زیرعنوان میثریشت (به فارسی مهریشت) به نام او می‌شود.
دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در پانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:48 بعد از ظهر |
میترا، خدای رخت بربسته - بخش اول

علیرضا مناف زاده


بیشتر ایرانیانی که دربارۀ پیدایش و مناسک کیش میترا مطلبی نوشته‌اند، از پژوهش‌های اروپاییان بهره گرفته‌اند. اما غالب این پژوهش‌ها به مناسک و اساطیر این دین در امپراتوری روم پرداخته‌اند. خواهیم دید که آنچه در سرزمین‌های امپراتوری روم زیر عنوان آیین میترا رواج یافته بود، خاص آن سرزمین‌ها بوده و با میترا یا مهری که در منابع ایرانی آمده بسیارفرق می‌کرده است.
دنبالهء نوشته ...

+ نوشته شده توسط دانای توس در پانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:46 بعد از ظهر |


+ نوشته شده توسط دانای توس در پانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:10 بعد از ظهر |