دنباله مطلب
دنباله مطلب
زمان زرتشت
بر پایه گزارشهای ایرانی
رضا مرادی غیاث آبادی
این گفتار پیشکش میشود به آقای دکتر جلیل دوستخواه که سی سال پیش، برای نخستین بار با گزارش اوستای ایشان با دنیای زرتشت و اوستا آشنا شدم.
سرسخن
با اینکه برخی پژوهشگران زمان سنتی زرتشت را نادرست میانگارند و آنرا تا حدود ششصد سال به عقب میبرند، چنین به نظر میرسد که نادرست انگاشتن و رد گزارشهای ایرانی از زمان زرتشت، کار سادهای نیست. تخیلی دانستن و رد این دادهها، به معنای رد تمامی گزارشهای منابع ایرانی و از جمله شاهنامه فردوسی از تسلسل زمانی رویدادها، دورهها و پادشاهانی است که زمان زرتشت و گشتاسپ شاه نیز یکی از حلقههای به هم پیوسته آن است.
باورمندان به نادرستی زمان زرتشت در منابع ایرانی به ناچار با زنجیره گسیختهای از رویدادها روبرو هستند که در کنار ادعاهای تازه برای زمان زرتشت، میباید به پاسخ و چارهای برای پیوستگی کل زنجیره رویدادهای از هم پاشیده نیز برآیند. راهحلهایی که میباید علاوه بر توجیه تاریخی و تقویمی، توجیه باستانشناختی و زبانشناختی نیز به همراه داشته باشند.دنباله...
دنباله مطلب
رضا مرادی غیاث آبادی
بیشتر منابع تاریخی، مردمان امروزه ایران را بازماندگان آریاییانی میدانند كه از سرزمینهای دوردستِ شمالی به سوی جنوب و سرزمین فعلی ایران كوچ كردهاند و مردمان بومی و تمدنهای این سرزمین را از بین برده و خود جایگزین آنان شدهاند.
تاریخ این مهاجرتها با اختلافهای زیاد در دامنه وسیعی از حدود 3000 سال تا 5000 سال پیش؛ و خاستگاه اولیه این مهاجرتها نیز با اختلافهایی زیادتر، در گستره وسیعی از غرب و شمال و مركز اروپا تا شرق آسیا، حوزه دریای بالتیك، شبهجزیره اسكاندیناوی، دشتهای شمال آسیای میانه و قفقاز، سیبری و حتی قطب شمال ذكر شده است. دامنه وسیع این اختلافها، خود نشاندهنده سستی نظریهها و كمبود دلایل و برهانهای اقامه شده برای آن است.
اغلب متون تاریخی معاصر، این خاستگاهها و این مهاجرت بزرگ را تنها با چند جمله و عبارت كوتاه و مبهم و غیر دقیق به پایان رسانده و این مبادی مهاجرت را دقیقاً معرفی نكرده و آنرا بطور كامل و كافی مورد بحث و تحلیل قرار ندادهاند. در این متون اغلب به رسم نقشهای با چند فلش بـزرگ اكتفا شده است كه از اقصی نقاط سیبـری و از چپ و راست دریای مازندران به میانه ایران زمین كشیده شده است.
دنباله مطلب
سخن استادان در باره زمان درست جشن های ایرانی
هر ساله به هنگام جشنهای ملی، تفاوت نظرهایی در باره زمان درست آنها پیش میآید. با توجه به نظر استادان ایران شناس که همگی متفقالقول هستند، مشخص میشود که زمان جشنها میباید با گاهشماری ملی و رسمی ایران تعیین شود و بکارگیری گاهشماری یزدگردی درست نیست.
استاد جلیل دوستخواه با نقل نظر شادروان استاد ابراهیم پورداوود مینویسد:
در چندین دهه پیش از این، به پیشنهاد استاد زندهیادم «ابراهیم پورداوود»، روز پنجم اسفند به عنوان روز پرستار شناخته شده بود و به طور رسمی برگزار میشد و در این روز، برای ارجگزاری خدمت ارزندهی پرستاران، آیینهایی به اجرا در میآمد که در آنها با پیشکش شاخههای گل بیدمشک (گل ویژهی امشاسْپَند بانو اسپندارمذ در اسطورههای کهن)، پرستاران میهنمان را مینواختند.
یادآوری میشود که برخی از دوستان، با استناد به دیگرگونی گاهشمار خورشیدی کنونی نسبت به گاه شمار باستانی، زمان برگزاری جشن ِ اسپندارمَذگان را شش روز بازپس میبرند و در روز ۲۹ بهمنماه میشناسند. اما همان گونه که پیشتر هم روشنگری کردم، روز ِدرست و سزاوار ِ این جشن، همان پنجم اسفندماه است.
در پاسخ به دوستانی که ۲۹ بهمن را جشن اسفندگان شمرده و با پیام های مهرآمیزشان آن را «فرخنده باد!» گفتهاند، نوشتم: جشن اسپندارمذگان (اسفندگان) در پنجم اسفندماه (و نه ۲۹ بهمن)، بر شما فرخنده باد!
همچنان بر این باورم که کاربرد گاهشماری خیامی (مشهور به جلالی)، نباید ما را از پاسداشت یادگار نیاکان ارجمندمان بازدارد.
برماست که همهی جشنهای یازدهگانهی با پسوند «-گان» از ماه دوم تا دوازدهم را هم، مانند ماه یکم در همان روزهای اصلی (روزهای یکی شدن ِ نام روز و ماه) برگزاریم و به روزهای دیگری منتقل نکنیم تا انگیزهی بنیادین برگزاری آنها از یاد نرود. دنباله...
دنباله مطلب
نقدی بر نظریه ریشه عربی-آرامی زبان فارسی
بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی می دانند و معتقدند پس از سقوط سلسله ساسانی و تسلط اعراب بر ایران این خط از اعراب و رسم الخط قرآن توسط ایرانیان به عاریت گرفته شده و جایگزین الفبا و خط پهلوی گشته است. این باور تا آن حد رسمی و رواج یافته است که نه تنها بسیاری از ما ایرانیان نیز آن را پذیرفته و الفبا و خط مکتوب خود را عربی می دانیم بلکه متاسفانه این نظریه در بسیاری سایتهای مرجع و حتی دانشنامه مجازی ویکیپدیا به همین صورت ثبت شده است و کافی است شکل گیری خط عربی و خط فارسی را در این دانشنامه و یا دانشنامه های مشابه مورد مطالعه قرار دهیم تا بازتکرار این ادعا که خط پارسی ریشه ای عربی دارد را به وضوح ببینیم.
اگرچه نگارش این مقاله خارج از خط سیر پیوستار مقالاتی است که در این صفحه منتشر می سازم ولی برخورد به چند مورد در روزهای اخیر که دوستانی خط پارسی را عربی می خوانند مرا واداشت تا این نوشتار خارج از سیر را بنویسم.
دنباله مطلب
بحث واژههای وامی-عربی در شاهنامه
یعقوب یسنا
پيشينه بحث واژههاي عربي در شاهنامه
واژههاي قرضي و وامي در هر زبان طبق سرشت زبانها، امري است معمول و منطق دستوري زبان، واژههايي كه از زبان ديگر به وام گرفته است جز نظام واژگانياش ميسازد و براي گويندگانش اين واژههاي وامي هيچ بيگانگياي در پي ندارد و علم زبانشناسي هم پديده وامگيري را در نظام زبانها يك امر طبيعي ميداند و در برابر، سوچه بودن زبانها يا سوچه كردن زباني را از واژههاي وامي، نظريه غير علمي ميداند.
پس بنا به علمي بودن اين نظريه چه نيازي است كه ما باز هم دنبال چند واژه وامي _عربي در ميان دوصدهزار واژه شاهنامه، باشيم؟ اما بايد گفت كه شاهنامه فردوسي در مرحله سرنوشت ساز زبان پارسي دري سروده شده يعني هنگامي كه گرايش عربي شدن اين زبان ميرفت و اكثر از نويسندگان كتابهاي علميشان را آگاهانه ميخواستند به زبان عربي بنويسند زيرا روحيه عصر همين بود كه زبان عربي زبان علم است و زبان پارسي به باور عرب، زبان گنگها (عجم) است. فردوسي در اين زمان از راه ميرسد و بزرگترين شاهكارش را براي زنده كردن و احياي زبان پارسي دري به زبان عجم مينگارد و ادعا ميكند كه براي سرودن شاهنامهاش، بيش از اين كه ياد شاهان گذشته و فرهنگ گذشته سرزمينش را زنده كرده باشد، زبان اين سرزمين را كه در حال از ميان رفتن است، احيا و باز زنده ميكند:
بسي زنج بردم در اين سال سي/ عجم زنده كردم بدين پارسي
به راستي هم، فردوسي براي زنده كردن نام شاهان عجم و فرهنگ گذشته عجم ابزاري غير از زبان پارسي نداشت و با زبان بيگانه نميشد كه ياد شاهان عجم و فرهنگ اين سرزمين را زنده كند! بنابراين از اين روي مهم است كه به واژههاي وامي _عربي در شاهنامه پرداخته شود زيرا فردوسي براي احياي زبان پارسي آگاهانه خواسته است كه از واژههاي وامي _عربي در شاهنامهاش جلوگيري كند پس براي اين كار بزرگ فردوسي (كه زباني را احيا كرد، از گسست فرهنگي، از اوستايي به فرهنگ پارسي جلوگيري كرد) لازم است كه ما هم كاري كوچكي را به عنوان اداي دين نسبت به فردوسي و شاهنامهاش انجام بدهيم.
از مقدمهچيني هرچه بيشتر صرفنظر ميكنيم و ميپردازيم به اصل موضوع، اين كه چه كساني درباره واژههاي وامي _عربي در شاهنامه گمانهزني يا كاري مشخص كردهاند:
در اين مورد همسرزمينان و همفرهنگيان فردوسي يعني پارسي زبانان كاري مشخص انجام ندادهاند بلكه پيش از ما به مساله واژه عربي در شاهنامه، غربيان يعني شرق شناسان متوجه شده است. براي همين است كه پرويز ناتل خانلري در كتاب زبانشناسي و زبان پارسي زير عنوان لغتهاي عربي در شاهنامه چنين اعتراف ميكند:
«فرصتي را كه ما نداريم ديگران دارند و از زحمت روگردان نيستند و روش كار را ميدانند و حاصل آن است كه گاهي ما براي اطلاع از ادبيات و هنر خودمان بايد به بيگانگان متوسل شويم و پاسخ مشكل را از ايشان بخواهيم.» و از كارهايي را كه در اين زمينه غربيان انجام دادهاند به آن در اين مقاله ميپردازد. دنباله...
دنباله مطلب
نوشتار زیر توسط استاد عزیز آقای یعقوب یسنا برای سرای دانای توس ارسال شده است.
مغازله و عشق پس از حماسه در شاهنامه
یعقوب یسنا
در شاهنامه داستانهاي جداگانه عشقي چون داستان رودابه و زال، منيژه و بيژن و ديگر ماجراهاي
عشقي ميان داستاني چون عاشق شدن كاووس به گل عاروس مادر سياووش، عاشق شدن كاووس به سودابه، عاشق شدن سودابه به سياووش، عاشق شدن كتايون به گشتاسپ، عاشق شدن بهمن به همايي، عاشق شدن سهراب به گردآفريد، عاشق شدن كنيزك به شاهپور، عاشق شدن پرويز خسرو به شيرين و ماجراهاي عشقي بهرام گور ميباشد.
آنچه كه مهم است كميت داستانها و ماجراهاي عشقي نيست بلكه پرداختن شاعر به عشق و توصيف صحنههاي عشقي و توصيف وضعيت رواني عشاق با يك زبان ويژه شاعرانه (كه خيلي شعريت در اين زبان تبارز يافته و توانايي شاعر را در ايجاد صور خيال و تصوير سازي بيان ميكند)، است.
زبان شاعر در بيان تصويري كردن رفتارهاي عشقي، خيلي اروتيك ميشود و بسيار زبان شعري شاعر در ارايه به تصوير كشيدن رفتارهاي جنسي و عشقي پخته ميشود، حتا نسبت به تصوير كشيدن صحنههاي جنگ و ارايه بيان حماسي. (متن کامل در ادامه مطلب)
دنباله مطلب
در معرفی این سایت نوشته شده:
واژه نامه "یعنی چی؟" یک واژه نامه فارسی به فارسی برای اصطلاحات و لغاتی است که در گفتگوی روزانه استفاده می شوند اما در فرهنگ های رسمی ثبت نشده اند. این واژه نامه توسط همه مردم تکمیل شده و صاحب یا مسوول خاصی ندارد. شما هم اگر می توانید چند واژه مصطلح در کوچه و بازار و محل کار خود را به واژه نامه اضافه کنید. نگران تکراری بودن کلمه خود نباشید چون این خوانندگان هستند که به ترجمه بهتر امتیاز بالاتر می دهند و خود به خود ترجمه شما در لیست بالاتر قرار می گیرد. در معنی اصطلاحات سعی کنید کمتر از اصطلاح غیر رسمی استفاده کنید تا خواننده معنی را درست درک کند. استفاده از مثال نیز خیلی در فهم معنی کمک می کند.برای جلوگیری از اسپم لطفا برای ارسال واژه جدید و نظر ثبت نام کنید.هیچ واژه ای در این سایت سانسور نمی شود! بنابراین توصیه می شود اگر شما کمتر از 16 سال دارید از سایت خارج شوید.خوب است دوستانی که در این زمینه دستی بر قلم دارند به این پروژه کمک و وبلاگنویسان نیز با لینک کردن و معرفی آن به آغازگر این پروژه یاری برسانند. این پروژه قابلیت تبدیل شدن به یک منبع غنی و ارزشمند در بازشناسی زبان گفتاری فارسی و آشنایی با اصطلاحات مخفی و خاص و از همه مهتر منبعی برای شناخت فرهنگ جاری ایران امروز را دارد.
پاورقی1: مقایسه این پایگاه ایرانی با موارد مشابه انگلیسی اش (مانند Urban Dictionary) و به بویژه توجه به فیلتر بودن این سایت در ایران، کارگاه آموزشی خوبی است برای عیارشناسی فرهنگها.
پاورقی2: دوستانی که با مشکل فیلترینگ مواجه هستند می توانند مطالب این سایت را در گوگل ریدر بخوانند.


