تبليغاتX
سرای دانای توس

واژه‌‌نامک

فرهنگ واژه‌های دشوار شاهنامه

مشخصات کتاب: تعداد صفحه: 480 نشر: معین (03 دی، 1386) شابک: 964-7603-67-3 قطعواژه نامک (فرهنگ واژه های دشوار شاهنامه) کتاب: رقعی وزن: 1000 گرم .

«واژه ‌نامك»، فرهنگ واژه‌های دشوار شاهنامه، نوشته زنده ياد عبدالحسين نوشين ... اين فرهنگ، مجموعه‌ايست از معانی واژه‌های دشوار «شاهنامه»، كه تنها شامل نام‌های خاص «شاهنامه» نيست؛ بلكه بجای آن بسياری كلمات مركب يا عبارات دور از ذهن نيز شرح داده شده است. همچنين معنی مجازی واژه‌ها بيان شده و بسياری از كنايه‌ها نيز آورده شده است.

در اين فرهنگ، در آوردن شاهد به يك بيت قناعت نشده، بلكه هرجا لازم بوده است، چند بيت از «فردوسي» و سخنوران ديگر، شاهد آورده شده است تا معنای اصلی واژه نمايان شود.

«فرهنگ واژه‌های دشوار شاهنامه» بر پايه پنج نسخه معتبر «شاهنامه» يعنی نسخه خطی موزه بريتانيا، نسخه خطی كتابخانه عمومی لنينگراد، نسخه خطی قاهره، نسخه خطی دانشكده خاورشناسی فرهنگستان علوم شوروی و نسخه خطی دانشكده خاورشناسی، تدوين شده است.

"واژه نامك" 20 سال پيش توسط از سوی انتشارات دنيا منتشر شد و اكنون با ويرايشی جديد و افزودن واژه‌هايی تازه توسط انتشارات معين باز انتشار يافته است.

"واژه نامك" بخشی از كار بزرگی است كه عبدالحسين نوشين، پدر تئاتر نوين ايران، در سالها مهاجرت سياسی اجباری در اتحاد شوروی سابق روی شاهنامه فرودسی انجام داد و يكی از معتبر ترين نسخه های شاهنامه را به همراه همين "واژه نامك" در اتحاد شوروی منتشر كرد.

نوشين نيز از جمله قربانيان نظام شاهنشاهی بود كه به ناچار و برای سر در نيآوردن دوباره از زندان های شاه جلای وطن كرد. پس از او جمع ديگری از بازيگران و چهره های برجسته تئاتر ايران نظير حسن خيرخواه و عباس شباويز نيز از چنگ كودتاچيان 28 مرداد گريختند و به مهاجرت كشورهای سوسياليستی وقت رفتند. نوشين در سال 1350 به درود حيات گفت و اين درحالی است كه هم در دانشگاه معتبر مسكو و هم در دانشگاه برلين نام و تصويرهای او بخشی از اعتبار اين دانشگاه هاست. (منبع نوشته)

 

+متن این کتاب را می توانید از اینجـــــــــا دریافت کنید.

 

+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در دوشنبه 1387/02/30 و ساعت 2:10 بعد از ظهر |

آنچه در پی می آید بخشی از کتاب "حماسه‌ی داد" است اثر نویسنده‌ی چپ ف.م. جوانشیر. جالب است که کسانی چون علی حصوری و شاملو با نگرشی چپ به سراغ شاهنامه می روند و او را آنچنان محکوم می کنند. در عین حال جوانشیر نیز با همان نگرش به سراغ شاهنامه می رود اما دیدگاهش کاملا بوارونه‌ی دیدگاه آنها است. این متن را بیشتر برای مقایسه‌ی این دو دیدگاه (از یک زاویه) در اینجا قرار می دهم و متذکر می شوم که با همه‌ی آنچه در متن آمده است هم‌داستان نیستم.

گفتنی است متن کامل این کتاب در پایگاه "راه توده" قابل مطالعه است. ضمنا این کتاب با حذف بخش‌هایی در ایران به چاپ رسیده است. نامگذاری این جستار از من است.

 

نژاد در شاهنامه

 

 

نظام دودمانی در زیر ضربات تقسیم طبقاتی جامعه فرو می ریزد. عناصر تضاد طبقاتی در دودمان ها رخنه می کند. دودمان ها بسته به جایی که در نظام طبقاتی احراز می کنند، برتر و یا پست تر شمرده می شوند و به این معنا نژاد مهتر و نژاد کهتر پدید می آید. 

این نوع تقسیم طبقاتی دودمان ها و نژاد ها درهمه جای شاهنامه احساس می شود، اما در عهد پهلوانی که به نظام دودمانی نزدیکتر است، برتری نژاد ها- دودمان ها- بیشتر به خاطر بزرگواری، مردانگی و خدمتی است که در راه نبرد داد با بیداد کرده اند. اما رفته رفته رنگ طبقاتی نژاد بیشتر می شود و در زمان ساسانیان این معنا مسلط است.

 

وقتی شیده، پسر افراسیاب به میدان جنگ می آید و هماورد می طلبد، کیخسرو خودش آماده مقابله با او می شود، زیرا شیده از نژاد فریدون و بزرگ زاده است و با پهلوانانی از دوده های کهتر جنگ نخواهد کرد. کیخسرو به پهلوانانش می گوید:

 

همان با شما او نیاید به جنگ

زفـرّ و نـژاد خود آیدش ننگ

 

قباد را ایرانیان به کین خواهی سوفزا از شاهی بر می دارند و توجهی به نژادش ندارند:

 

چو آگاهی آمد به ایـرانیـــان

که آن پیلتن را سرآمد زمان

...

به آهـن ببـســتنـد پای قبــاد

زفـرّ و نـژادش نکـردند یاد

 

به این معنا ترکیب هایی نظیر «فرخ نژاد»، «نژاد بزرگ»، «نژاد سران»، «مهتر نژاد» در شاهنامه فراوان آمده است. (به دنباله بروید)

 


دنباله‌ی نوشتار
+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در پنجشنبه 1387/02/26 و ساعت 11:29 بعد از ظهر |

 بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز بزرگداشت 

دهقان دانای توس ابوالقاسم فردوسی است.

این روز  بزرگ را گرامی می‌داریم.

از آن پس نمیرم که من زنده‌ام

که تخـــــم سخن را پراکنده ام 

+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در سه شنبه 1387/02/24 و ساعت 8:53 بعد از ظهر |

 

دهقانان

 

دهقانان یکی از طبقات قدیم نجبای ایران بوده اند. چنانکه از بعضی اشارات کتب بر می آید این طبقه صاحب ضیاع و مکنت و دارای نوعی از اشرافیت ارضی بوده و ظاهرا در ایام پیش از اسلام از طبقات ممتاز ایران شمرده می شده اند و «این پادشاهی بدست ایشان بود» (بیست مقاله ج 2 ص 44). دهقانان در ایام اسلامی نیز نفوذ محلی خود را حفظ کرده و جزء طبقه‌ی اشراف و بزرگان کشور و در زمره‌ی توانگران بوده و اغلب در کار حکام عرب دخالت می کرده اند.

از مطالعه‌ی در احوال این گروه چنین بر می آید که روایات و یادگارهای تاریخی ایران را با دقت و مراقبت فراوان حفظ می کرده اند و بهمین سبب در مقدمه‌ی ابومنصوری چنین می یابیم که « این نامه را هر چه گزارش کنیم از گفتار دهقانان باید آورد که این پادشاهی بدست ایشان بوذ و از کار و رفتار و از نیک و بد و از کم و بیش، ایشان دانند پس مارا بگفتار ایشان بایذ رفت»(همان).

دلیل عمده‌ی این اطلاع آن بود که دهگانان بی کم و کاست  با خصائص نژادی ایران باقی ماندند و با هیچیک از اقوام خارجی آمیزش نکردند و بدین طریق خود را ایرانی واقعی میانگاشتند و در این گمان مصیب بودند و حتی همین وضع نژادی دهاقین باعث شده بود که ایرانیان پیش از مغول بجای "ایرانی واقعی" گاه کلمه‌ی دهقان را استعمال کنند مثلا دراین دو بیت از فردوسی کلمه‌ی دهقان درست بمعنی ایرانی در برابر ترک‌ و تازی استعمال شده است:

ز ایران و از ترک و از تازیان --- نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود --- سخنها بکردار بازی بود

و در بیت ذیل از منظومه‌ی لیلی و مجنون نظامی دهقان در برابر عرب قرار گرفته:

دهقان فصیح پارسی زاد --- از حال عرب چنین خبر داد

و ترکیب "تازی و دهقان" در ادبیات فارسی همان شهرتی را دارد که ترکیب "ترک و تازیک = تاجیک" و این بیت ابوحنیفه‌ی اسکافی دلیل روشنی است بر این معنی:

مامون آن کز ملوک دولت اسلام --- هرگز چون او ندید تازی و دهقان

و در بیت ذیل از عنصری:

خدایگان نا گفتم که تهنیت گویم --- بجشن "دهقان‌آیین" موسم بهمن

ترکیب "دهقان‌آیین" صفت جشن سده و بمعنی آیین ِ دهقان (رسم ایرانی) است و بنا بر این "جشن دهقان‌آیین" چنانکه برخی از معاصرین پنداشته اند نام دیگر جشن سده نیست و اگر در این بیت از فردوسی :

یکی پهلوان بود دهقان نژاد --- دلیر و بزرگ و خردمند و راد   (به دنباله‌‌ی نوشتار بروید)

 


دنباله‌ی نوشتار
+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در جمعه 1387/02/20 و ساعت 8:4 بعد از ظهر |

 

توزيع شاهنامه خالقي ‌مطلق

در نمايشگاه كتاب

 

خبرگزاري فارس: شاهنامه فردوسي با تصحيح جلال خالقي‌مطلق با قيمت 95 هزار تومان در بيست و يكمين نمايشگاه كتاب تهران توزيع مي‌شود. به گزارش خبرنگار كتاب فارس، اين شاهنامه را مركز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي با شمارگان 2 هزار نسخه صحافي و منتشر كرده است. شاهنامه با تصحيح جلال خالقي‌مطلق هنوز در كتابفروشي‌ها توزيع نشده و قرار است از 12 ارديبهشت به بعد در نمايشگاه كتاب توزيع شود.

اين اثر مقدمه‌اي از مصحح و مقدمه‌اي از ناشر دارد. نسخه بدل‌هاي شاهنامه در زير هر صفحه آمده است. شاهنامه با تصحيح خالقي‌مطلق در هشت جلد و به صورت بسته‌بندي شده عرضه مي‌شود.پيش از اين 6 جلد از اين شاهنامه با قيمت 400 هزار تومان در آمريكا منتشر شده بود. حجم بالاي اين كتاب، صحافي و قطع بزرگ آن باعث شده قيمت اين كتاب خارج از عرف معمول شود.جلال خالقي‌مطلق قيبلا از انتشار اين اثر با حذف نسخه‌بدل‌ها خبر داده بود. قرار است ناشر در ماه جاري با سفر خالقي‌مطلق به ايران در اين زمينه تصميم‌گيري كند.

جلال خالقي‌مطلق تصحيح انتقادي شاهنامه را بر اساس نسخه فلورانس مورخ 614 هـ.ق انجام داده است. او پيش از شروع به تصحيح شاهنامه، 10 سال از وقت خود را صرف گردآوري و بررسي نسخه‌هاي موجود از شاهنامه در سراسر جهان كرد. خالقي‌مطلق ابتدا 50 نسخه را بررسي كرد و از اين ميان 16 نسخه را انتخاب و سپس به تصحيح انتقادي و مقابله اين نسخه‌ها با يكديگر پرداخت و درباره اختلافات آنها به تحقيق و مطالعه پرداخت كه حاصل آن كتابي است كه براي نخستين بار تمامي مجلدات آن انتشار مي‌يابد. پيش از اين آخرين تصحيح رايج بين شاهنامه‌پژوهان شاهنامه موسوم به «چاپ مسكو» بود. اساس شاهنامه «چاپ مسكو» نسخه 675 هـ.ق محفوظ در موزه بريتانيا در لندن است.

جلال خالقي مطلق متولد سال 1316 و تحصيل كرده رشته‌هاي شرق‌شناسي، آلمان‌شناسي، مردم‌شناسي و تاريخ است. او رساله دكتري‌اش را با موضوع «زن در شاهنامه» نوشته و سال‌هاي طولاني است كه درباره اين ميراث مكتوب ادب فارسي تحقيق مي‌كند. (منبع خبر)

 

 

پی‌نوشتِ سرای دانای توس

بی‌گمان این ویرایش شاهنامه اگر بهترین نباشد از بهترین‌ها است. اما بد نیست بگویم این کتاب یک کتاب کاملا فنی است و توضیحات آن همه‌ نسخه‌شناسیک است و بیشتر به کار اساتید نسخه‌شناس و اهل فن می‌آید.  بهتر بود نسخه ای یک‌جلدی هم از این اثر ارجمند تهیه می‌شد که فاقد توضیحات فنی نسخه‌شناسی بود و مانند چاپ مسکو قابل استفاده برای همه‌ی دوست‌داران شاهنامه. اینگونه دیگر لازم نبود شخصی که فقط متن تصحیح شده‌ی شاهنامه را می‌جوید مجبور شود هزینه‌ی گزافی بابت توضیحاتی بدهد که به کارش نمی‌آید و از سویی مجبور باشد هشت جلد کتاب را در کتابخانه‌اش جای دهد. همچنین پر واضح است که خواندن یک جلد کتاب آراسته و خوش‌دست بسیار بهتر و آسانتر است از  سرو کله زدن با هشت جلد کتاب حجیم. از سوی دیگر چنین کاری به نشر و گسترش شاهنامه‌خوانی نیز کمک می‌کند. من تعجب می کنم چرا تا کنون جناب خالقی مطلق چنین متن یک‌جلدی را در ایران روانه‌ی بازار کتاب نکرده است! (کورش جوشن‌لو)

 

+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در سه شنبه 1387/02/10 و ساعت 10:2 بعد از ظهر |

 

دیو و خدا

 

جستاری ریشه‌شناختی در پیرامون واژه‌ی "دیو"

 

کورش جوشن‌لو

 

واژه‌ی "دیو" یکی از واژه‌های رازآمیزی است که بررسی خط دگرگونی معنایی آن گوشه‌هایی از طرز نگرش و اندیشه‌ی ایرانیان کهن را نسبت به خدایان، در سنجش با سایر اقوام آشکار می‌کند. این بررسی نشان می‌دهد که قوم ایرانی، در یزدان‌شناسی خود، تا جایی پابه‌پای دیگر قوم‌های آریایی پیش آمده است، اما از نقطه‌ای راهش را از آنها جدا کرده است. در این نوشتار بیشتر تلاش من، بررسی ریشه‌شناختی این واژه است.

 

"دیو" در زبا‌ن‌های آریایی

بررسی‌های ریشه‌شناختی نشان می‌دهد که واژه‌ی "دیو" در تمامی زبانهای آریایی، معنای "خدا" داشته یا دست کم، نام یکی از خدایان بوده است. در سَرزبان آریایی، این واژه را برگرفته از فعل " deiw- " می‌دانند که به معنای "درخشیدن" است و این خود نیازمند بررسی و پژوهش است که در دیدگاه آریایی کهن خدا و نور و درخشش چه پیوندی با هم داشته اند.

باری، دیو در زبان سانسکریت "devā" بوده که به خدایان کهن آریایی اطلاق می‌شده است و هنوز نیز در هندی معنای خدا می‌دهد ( deva).

در زبان یونانی این واژه بصورت "zeus" در می‌آید که نام رئیس و پدر خدایان یونانیان باستان است. "ژوپیتر" Jupiter نیز که پدر خدایان رومی است بخش نخستش( Ju) از همین ریشه است.

در لاتین "deus" معنای خدا می‌دهد و از این واژه و مشتقات آن میراثی بس درخور توجه در زبانهای جدید اروپایی بجا مانده است. در زبان فرانسه "dieu" در ایتالیایی "dio" و در اسپانیایی "dios" همگی معنای خدا را بر دوش می‌کشند.

در زبان انگلیسی نیز این واژه به صورت‌های گوناگون بر جای مانده است که در زیر چند نمونه را معرفی می‌کنم: واژه‌ی "deity" که در انگلیسی ِ امروز "خدا" معنی می‌دهد، با واسطه از فرانسوی، از "deitas" لاتینی گرفته شده است. واژه‌ی دیگر "divine " به معنای "خدایی/الهی"‌ است که این هم از " divinus" لاتینی گرفته شده است . واژه‌ی دیگر "deism" است به معنای "خداگرایی" (نوع خاصی از باور به خدا) که از همان ریشه‌ی لاتینی است.

 

"دیو" در زبان فارسی

"دیو" کنونی، در زبان فارسی باستان "daiva" بوده است. این واژه در ترکیب "daivadāna" نیز وجود داشته که به معنای "پرستشگاه دیوان" است. در اوستایی نیز این واژه بصورت "daēva" بوده است. در فارسی میانه (پهلوی) این واژه بصورت "dēw" تلفظ می شده است.  و امروز هم می‌دانیم بصورت "div" تلفظ می‌شود.

اما آنچه در این میان دارای اهمیت است، آنست که به وارونه‌ی سایر زبان‌های آریایی، این واژه در فارسی در ایران باستان، نه تنها معنای مثبت "خدا" نداشته، بلکه بر عکس دارای معنایی بسیار منفی نیز بوده است. آنچه که در گذشته از واژه‌ی "دیو" به ذهن متبادر میگشته،  آفریده‌های "اهریمن" هستند که جایگاهی برابر "ایزدان" - که همانا کارگزاران اهورامزدایند- دارند و معنای دیگری که این واژه، البته بیشتر در متون حماسی و بویژه شاهنامه، به ذهن می‌آورد، "بومیان ایران‌زمین" پیش از مهاجرت آریایی‌ها بوده اند که نژادشان و در نتیجه نمای ظاهریشان متفاوت از آریاییان بوده است. اینان مردمانی جنگاور و حتی متمدن بوده اند که در برابر ایرانیان ِ مهاجر جنگ‌ها و مقاومتهای فراوانی کرده اند و به همین دلیل همواره‌ از آنها به بدی یاد می شده است - البته بی‌گمان بین این دو کاربرد واژه‌ی دیو در ایران باستان، پیوندی وجود دارد که ما را به پژوهش بیشتر فرامی خواند.

مشاهده می‌کنید‌ که هر دو معنای "دیو" منفی است. از سویی در متون دینی، کسانی که پیرو دین مزداپرستی (مزدَیسنا) نبوده اند و از جمله بیگانگان و دشمنان، "دیویسنان" خوانده شده اند که به معنای "پرستندگان دیو" است. بررسی بیشتر در باره‌ی این چرخش معنایی را به آینده واگذار می کنم.

 

+ قلم نستعلیق برای ویندوز (به قالب تی.تی.اف)

 

+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در پنجشنبه 1387/02/05 و ساعت 1:5 قبل از ظهر |