تبليغاتX
سرای دانای توس

مرگ زبان‌ها

ترجمه از ونداد زمانی

فصلنامه « مسائل جهان» 1 در آخرین شماره خود مقاله ای چاپ کرده است از «جان مک وورتر» 2 در رابطه با مرگ تدریجی ولی حتمی بسیاری از زبان‌های بومی جهان.

هم‌زمان با آن، حضور تعیین کننده زبان انگلیسی در مراودات بین المللی این سؤال را برای نویسنده ایجاد کرده است که آیا باید با این پدیده به صورت یک مشکل برخورد کرد یا آن‌را در دنیایی که عملاً از نظر امکان ارتباط به یک دهکده جهانی تبدیل گشته است مثبت ارزیابی کرد؟

آقای وورتر می گوید «روند مرگ زبان‌ها حتی از انقراض انواع جانوران در حال اضمحلال نیز سریع‌تر است. بر طبق یکی از محاسباتی که وجود دارد در طی صد سال آینده از مجموع ٦٠٠٠ زبان موجود، فقط نزدیک به ١٥ درصد آن‌ها شانس بقا دارند.» دنباله ...


دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 6:31 بعد از ظهر |

"اَبَر-"، "ابرانسان"

داریوش آشوری

یکی از خوانندگان سایتِ رادیو زمانه، در کامنتی برای مقاله‌ی "نیچه و عشق"، به قلمِ من، نوشته اند که با پیشوند "اَبَر-" در ترکیبِ "اَبَرانسان" اشکال دارند. این اشکالی ست که گمان می‌کنم بسیاری دیگر نیز دارند، زیرا، همچون ایشان، آن را به معنای "فوقِ بشری" می‌فهمند. و دلیلِ آن ناروشنیِ مفهومِ "ابرانسان" یا "ابرمرد" در فارسی ست. این پیشوند را نخستین بار محمدباقر هوشیار-- پیشاهنگِ ترجمه‌ی نوشته‌های نیچه به فارسی—با ترجمه‌ی Übermensch در زبانِ آلمانی به "اَبَرمَرد" به کار برد. وی، بی‌گمان، این اختیار را با توجه به هم‌ریشگی "اَبَر" در فارسی با über- در آلمانی کرده است. از همین ریشه در انگلیسی over- را داریم و در لاتینی super- را. دنباله ...


دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 3:58 بعد از ظهر |

پرسمان پایان‌کارِ اژی‌دهاک/ ضحاک در باورهای ایرانی

رضا مرادی غیاث آبادی

آقای دکتر جلیل دوستخواه- پژوهشگر برجسته اوستا و شاهنامه- پرسمانی بحث‌برانگیز و گسترده‌دامنه را پیش کشیده‌اند و از این نگارنده نیز خواسته‌اند تا نگرش خود را پیرامون آن بنویسم.

ایشان در بخشی از نامه خود آورده‌اند: "پرسش کلیدی در این گفتمان، چگونگی‌ و چرایی‌ی ِ رفتار ِ فریدون و کاوه با اژی‌دهاک پس از چیرگی بر او است. پیروزمندان در نبرد با آن پتیاره‌ی ِ اهریمنی، به جای ِ فروکوفتن و کشتن ِ وی، او را به بند می‌کشانند و به کوه دماوند می‌برند و در آن جا میخ‌کوب می‌کنند. بر پایه‌ی ِ داده‌های ِ پیش‌گویی‌ی رستاخیزی (/ اپوکالیپس) در یزدان‌شناخت ِ ایرانی، در روایت‌های کهن، از جمله بُندَهِش، اژی‌دهاک تا پایان ِ دَور ِ زمان ِ کران‌مَند و هنگامه‌ی ِ برپاخاستن ِ جاودانگان و سوشیانت برای ورزیدن ِ خویشکاری‌ی ِ فرَشکرد و آغاز رستاخیز و زمان ِ بی‌کران، به همان حال در دماوند خواهد ماند و در آن هنگام به سودای از سرگرفتن ِ فرمانروایی‌ی بیدادگرانه‌اش، زنجیرخواهد گسست. امّا فرشکردکرداران، امانش نخواهند داد و گرشاسپ با گرز ِ یک‌زخم ِ نامدار ِ خود، او را فروخواهد کوفت و نابودخواهد کرد. دنباله ...


دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 1:25 بعد از ظهر |
چرا فریدون ضحاک را نکشت؟

ابوالفضل خطیبی


در شاهنامه در پایان داستان ضحاک می¬خوانیم که هنگامی او در برابر فریدون قرار گرفت:

-همان تیز خنجر کشید از نیام / نه بگشاد راز و نه برگفت نام
-ز بالا چو پی بر زمین برنهاد / بیامد فریدون به¬کردار باد
-بدان گرزۀ گاوسر دست برد/بزد بر سرش، ترگ بشکست خرد
445بیامد سروش خجسته دمان / مزن – گفت -، کو را نیامد زمان-
-همیدون شکسته ببندش چو سنگ / ببر تا دو کوه آیدت پیش، تنگ
-به کوه اندرون به بود بند اوی / نیاید برش خویش و پیوند اوی...
475بران گونه ضحّاک را بسته سخت / سوی شیرخوان برد بیداربخت-
-همی¬راند او را به کوه اندرون / همی¬خواست کردن سرش را نگون
-همانگه بیامد خجسته¬سروش / به¬چربی یکی راز گفتش به گوش
-که این بسته را تا دماوند¬کوه / ببر همچنین تازنان بی¬گروه
-بیاورد ضحاک را چون نَوَند / به کوه دماوند کردش به بند (2)

چنانکه از بیتهای بالا پیداست، در شاهنامه به این پرسش که چرا فریدون ضحاک را نکشت، پاسخ داده نشده است. بنا به بیت 445 پس از آنکه فریدون نخستین ضربۀ مرگبار گرزۀ گاوسار را بر سر ضحاک وارد می¬آورد، به¬یکباره سروش ظاهر می¬شود و بدو می¬گوید: دست نگه دار، او را مکش، چون اکنون زمان مرگ او نرسیده است و در بیتهای 476 و 477 نیز بار دیگر که فریدون قصد کشتن ضحاک را می¬کند، سروش ظاهر می¬شود و با گفتن رازی در گوش او، درخواست پیشین خود را تکرار می¬کند که ضحاک را نکشد، بلکه در دماوندکوه به بندش افکند. نکتۀ مهم در مورد ماجرای ضحاک همین رازی است که در بیت شاهنامه بدان اشاره دارد. اما در متون پهلوی آمده است که چنانچه ضحاک به دست فریدون کشته می¬شد جهان پر از خرفستر(xrafstar: حیوانات موذی مانند مار، کژدم، سوسمار، وزغ و سمور آبی که طبق سنت زردشتی باید نابود شوند(3) می¬شد . در این روایت بدیهی است که خرفستر باید تأویل و تفسیر شود. مراد از پر شدن دنیا از خرفستر چیست؟ علی حصوری بدین پرسش چنین پاسخ می-دهد:«در اینکه چرا فریدون ضحاک را نکشت، دانشمندان چیزی نگفته و به همان عذری که در متون فارسی میانه آمده، یعنی پر از خرفستر شدن جهان، بسنده کرده¬اند. در واقع نکشتن رهبر یک نهضت به دلیل دامن زدن به آتش خشم مردم(خرفستران) بوده است. این بخش از روایت بسیار اصیل، نشانۀ تعلّق ازدهاک به تودۀ مردم و قیام رهبر یا قهرمانی از جامعۀ اشتراکی اوّلیه است(4)» . دنباله ...

دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 10:16 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در بیست و یکم آبان 1388 و ساعت 10:19 قبل از ظهر |

اژی‌دهاک و نظام مادر‌تبار

شهرنوش پارسی‌پور

گفتم چنین به نظر می‌رسد که - احتیاطاً - میان اژی‌دهاک و نظام مادرتباری ارتباطی وجود دارد. اکنون باید ببینیم که این ارتباط چگونه است.

از منابع مختصری که در تاریخ باقی‌مانده این را می‌فهمیم که آشوریان تمدن مادرتبار سومر را با خاک یک‌سان کردند. سارگون در کتیبه‌اش می‌نویسد که شهر اور (قدیمی‌ترین شهر دنیا) را با خاک یک‌سان کرده و روی آن گندم کاشته.

شهر اور می‌دانیم که به‌وجود آورنده خط و نگارش است. آیا بازماندگان و اسیران سومری این جنگ مأمور آموزش خط به آشوریان شده‌اند؟ روشن نیست.

اما از افسانه آفرینش بابلیان درمی‌یابیم که وجه مادینه حضور (تیامات) ناگهان و بدون توضیح روشنی به یک ضدارزش تبدیل می‌شود. در جنگ مردوک (خدای خدایان آشوری) با تیامات (مادر هستی و هیولای ازلی)، بانو گاهی در شکل دریا تجلی پیدا می‌کند و گاهی به صورت اژدها در می‌آید. دنباله ...

+این مقاله را با صدای نویسنده بشنوید

منبع: رادیو زمانه
دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در نوزدهم آبان 1388 و ساعت 4:56 بعد از ظهر |