چرا فریدون ضحاک را نکشت؟
ابوالفضل خطیبی
در شاهنامه در پایان داستان ضحاک می¬خوانیم که هنگامی او در برابر فریدون قرار گرفت:
-همان تیز خنجر کشید از نیام / نه بگشاد راز و نه برگفت نام
-ز بالا چو پی بر زمین برنهاد / بیامد فریدون به¬کردار باد
-بدان گرزۀ گاوسر دست برد/بزد بر سرش، ترگ بشکست خرد
445بیامد سروش خجسته دمان / مزن – گفت -، کو را نیامد زمان-
-همیدون شکسته ببندش چو سنگ / ببر تا دو کوه آیدت پیش، تنگ
-به کوه اندرون به بود بند اوی / نیاید برش خویش و پیوند اوی...
475بران گونه ضحّاک را بسته سخت / سوی شیرخوان برد بیداربخت-
-همی¬راند او را به کوه اندرون / همی¬خواست کردن سرش را نگون
-همانگه بیامد خجسته¬سروش / به¬چربی یکی راز گفتش به گوش
-که این بسته را تا دماوند¬کوه / ببر همچنین تازنان بی¬گروه
-بیاورد ضحاک را چون نَوَند / به کوه دماوند کردش به بند (2)
چنانکه از بیتهای بالا پیداست، در شاهنامه به این پرسش که چرا فریدون ضحاک
را نکشت، پاسخ داده نشده است. بنا به بیت 445 پس از آنکه فریدون نخستین
ضربۀ مرگبار گرزۀ گاوسار را بر سر ضحاک وارد می¬آورد، به¬یکباره سروش ظاهر
می¬شود و بدو می¬گوید: دست نگه دار، او را مکش، چون اکنون زمان مرگ او
نرسیده است و در بیتهای 476 و 477 نیز بار دیگر که فریدون قصد کشتن ضحاک
را می¬کند، سروش ظاهر می¬شود و با گفتن رازی در گوش او، درخواست پیشین خود
را تکرار می¬کند که ضحاک را نکشد، بلکه در دماوندکوه به بندش افکند. نکتۀ
مهم در مورد ماجرای ضحاک همین رازی است که در بیت شاهنامه بدان اشاره
دارد. اما در متون پهلوی آمده است که چنانچه ضحاک به دست فریدون کشته
می¬شد جهان پر از خرفستر(xrafstar: حیوانات موذی مانند مار، کژدم، سوسمار،
وزغ و سمور آبی که طبق سنت زردشتی باید نابود شوند(3) می¬شد . در این
روایت بدیهی است که خرفستر باید تأویل و تفسیر شود. مراد از پر شدن دنیا
از خرفستر چیست؟ علی حصوری بدین پرسش چنین پاسخ می-دهد:«در اینکه چرا
فریدون ضحاک را نکشت، دانشمندان چیزی نگفته و به همان عذری که در متون
فارسی میانه آمده، یعنی پر از خرفستر شدن جهان، بسنده کرده¬اند. در واقع
نکشتن رهبر یک نهضت به دلیل دامن زدن به آتش خشم مردم(خرفستران) بوده است.
این بخش از روایت بسیار اصیل، نشانۀ تعلّق ازدهاک به تودۀ مردم و قیام
رهبر یا قهرمانی از جامعۀ اشتراکی اوّلیه است(4)» .
دنباله ...
دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط محمد زکریای رازی در بیست و یکم آبان 1388 و ساعت
10:16 بعد از ظهر |