تبليغاتX
سرای دانای توس

 

دهقانان

 

دهقانان یکی از طبقات قدیم نجبای ایران بوده اند. چنانکه از بعضی اشارات کتب بر می آید این طبقه صاحب ضیاع و مکنت و دارای نوعی از اشرافیت ارضی بوده و ظاهرا در ایام پیش از اسلام از طبقات ممتاز ایران شمرده می شده اند و «این پادشاهی بدست ایشان بود» (بیست مقاله ج 2 ص 44). دهقانان در ایام اسلامی نیز نفوذ محلی خود را حفظ کرده و جزء طبقه‌ی اشراف و بزرگان کشور و در زمره‌ی توانگران بوده و اغلب در کار حکام عرب دخالت می کرده اند.

از مطالعه‌ی در احوال این گروه چنین بر می آید که روایات و یادگارهای تاریخی ایران را با دقت و مراقبت فراوان حفظ می کرده اند و بهمین سبب در مقدمه‌ی ابومنصوری چنین می یابیم که « این نامه را هر چه گزارش کنیم از گفتار دهقانان باید آورد که این پادشاهی بدست ایشان بوذ و از کار و رفتار و از نیک و بد و از کم و بیش، ایشان دانند پس مارا بگفتار ایشان بایذ رفت»(همان).

دلیل عمده‌ی این اطلاع آن بود که دهگانان بی کم و کاست  با خصائص نژادی ایران باقی ماندند و با هیچیک از اقوام خارجی آمیزش نکردند و بدین طریق خود را ایرانی واقعی میانگاشتند و در این گمان مصیب بودند و حتی همین وضع نژادی دهاقین باعث شده بود که ایرانیان پیش از مغول بجای "ایرانی واقعی" گاه کلمه‌ی دهقان را استعمال کنند مثلا دراین دو بیت از فردوسی کلمه‌ی دهقان درست بمعنی ایرانی در برابر ترک‌ و تازی استعمال شده است:

ز ایران و از ترک و از تازیان --- نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود --- سخنها بکردار بازی بود

و در بیت ذیل از منظومه‌ی لیلی و مجنون نظامی دهقان در برابر عرب قرار گرفته:

دهقان فصیح پارسی زاد --- از حال عرب چنین خبر داد

و ترکیب "تازی و دهقان" در ادبیات فارسی همان شهرتی را دارد که ترکیب "ترک و تازیک = تاجیک" و این بیت ابوحنیفه‌ی اسکافی دلیل روشنی است بر این معنی:

مامون آن کز ملوک دولت اسلام --- هرگز چون او ندید تازی و دهقان

و در بیت ذیل از عنصری:

خدایگان نا گفتم که تهنیت گویم --- بجشن "دهقان‌آیین" موسم بهمن

ترکیب "دهقان‌آیین" صفت جشن سده و بمعنی آیین ِ دهقان (رسم ایرانی) است و بنا بر این "جشن دهقان‌آیین" چنانکه برخی از معاصرین پنداشته اند نام دیگر جشن سده نیست و اگر در این بیت از فردوسی :

یکی پهلوان بود دهقان نژاد --- دلیر و بزرگ و خردمند و راد   (به دنباله‌‌ی نوشتار بروید)

 


دنباله‌ی نوشتار
+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در جمعه 1387/02/20 و ساعت 8:4 بعد از ظهر |

 

در نژاد مشترک ایرانیان و تورانیان - ۲

 

 

نژاد مشترک ایرانیان و تورانیان در شاهنامه / دکتر صفر عبدالله

در اينجا سخن از يكي بودن نژاد و ريشه ي آرياييان و تورانيان پيش از تقسيم شدن ايران به سه بخش است. مي توان بر اين گمان بود كه اين پيوند چندان نيز دچار گسستگي نشده بود؛ چنان كه در اوستا مي بينيم، به فروهر زنان و مردان توراني نيز درود فرستاده شده است. [9] با نگرش به نام هاي تورانيان كه در اوستا آمده است، ايراني بودن آنها به نيكي روشن مي شود. بسياري از مورخان بر آنند كه سكاييان خود را آريايي يا ايراني مي دانستند همين تورانيان بوده اند. درباره ي همبستگي ايران و توران در شاهنامه شواهد فراواني مي توان يافت. مانند:

1. پاسخ مادر سياووش به كاووس در مورد نژاد خود:

بدو گفت من خويشِ گرسيوزم

به شاه افريدون كشد پروزم

2. اينكه نسب كيخسرو از طرف پدر به واسطه ي سياووش به كيقباد، و سرانجام به فريدون مي رسد و از جانب مادر نيز تخمه ي افراسياب و سرانجام فريدون بود:

ز تخم فريدون و از كيقباد

فروزنده تر زين نباشد نژاد

3. آنجا كه پشنگ توراني نيز كيخسرو را فريدون نژاد مي داند:

كه چون او دلاور ز مادر نزاد

يكي مردِ جنگي؛ فريدون نژاد

4. در سخن گفتن پيران ويسه با سياووش و ترغيب او به زن گرفتن از توران:

سه اندر شبستان گرسيوزند

كه از مام و از باب اندر پروزند

نبيره فريدون و پيوند شاه

كه هم تاج دارند و هم جايگاه [10]

خلاصه در مورد پيوند ايرانيان و تورانيان، در شاهنامه صدها مثال مي توان پيدا كرد كه در حقيقت ريشه ي نژادي تورانيان را مي نماياند.

 

پی‌نوشتها

9. بنگريد به فروردين يشت، كرده ي 31، بند 143؛ يشت ها، گزارش پورداوود، ج 2، ص 108.
10. شاهنامه، همان، جلد 2، ص 484.

بن‌مایه: مناسبات مرزي ايران و توران به روايت شاهنامه ي فردوسي

 

--------------------------------------

+ سرزمین توران کجاست؟ (سرای دانای توس)

+در نزاد مشترک ایرانیان و تورانیان - ۱

+  گفت وگو با اميد عطايى فرد درباره پژوهش هاى ايران شناسی: ايران باستان را به آشوب كشانده اند

+ مشكل مالي هنوز مانع چاپ "شاهنامهء" استاد جنيدي است 

+ داستان ايران (گفتگو با استاد فريدون جنيدي)

+ شاهنامه ويرايش استاد فريدون جنيدي

 

+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در جمعه 1386/11/26 و ساعت 0:11 قبل از ظهر |

 

در نژاد مشترک ایرانیان و تورانیان - ۱

 

 

تور همان ترک نیست! / دکتر هوشنگ گنجه‌ای

شاخه‌هاي اصلي نژاد آريا يا اقوام اصلي آريايي عبارت بودند از: ايرها، تورها، سيريم‌ها (سلم‌ها «سلمان» يا سرمت‌ها يا سارامات‌ها)، سايتي‌ها1 و داهي‌ها2 كه در فروردين يشت، به روشني از آن پنج تيره نام برده شده و فره‌وشي‌هاي اَشوُن زنان و مردان سرزمين‌هاي مزبور به ترتيب بالا ستوده شده‌اند. (بند 143 و 144).

موطن اصلي آرياها در شمال خاوري آسيا و در عرض‌هاي بالاتر از 33 درجه شمالي بوده است. با سپري شدن دوران يخ‌بندان  (شرح آن در « ون‌دي‌داد» ـ فرگرددوم ـ بند 21 تا 42 ـ آمده است)، در اثر فوران جمعيت آرياها، زمين بر آنان تنگ مي‌شود. از اين رو، گروهي از آنان (ايرها)‏ راه جنوب باختري (نيم‌روز) را در پيش مي‌گيرند. به گفته‌ي « ون‌دي‌داد»، ايرها به پيشوايي «جم» پسر وي‌ونگ‌هان‏ سه بار به سوي نيم‌روز به حركت آمدند و هر بار، سه بهره از زمين را ‌گشودند.

آنان، نخست از سير دريا گذشتند و در آن سرزمين ساكن شدند و سپس از آمو دريا نيز گذشتند و در سرزمين‌هايي جاي گرفتند كه شايد همان‌هايي هستند كه در فرگرد يكم « ون‌دي‌داد» از آن‌ها نام برده شده است. در فرگرد يكم ـ بند سه، به روشني اشاره به آريا ويچ نخستين يا « آريا ويچ اصلي» است كه « اهريمن همه تن مرگ بيامد و به پتيارگي اژدها را در رود داي‌تيا بيافريد و زمستانِ ]فراگرفتن يخ تا 33 درجه عرض شمالي[ ديو آفريده را بر جهان هستي] جهان آريايي‌ها[، چيرگي بخشيد». آرياويچ، در اثر يخ‌بندان، چنان براي باشندگان آن سخت شد كه «در آن‌جا‏، ده ماه زمستان ]بود[ و دو ماه تابستان و در آن دو ماه نيز، هوا براي آب و خاك و درختان سرد ]بود[» (ون‌دي‌داد ـ فرگرد يكم ـ بند 4).

در اين صورت‏، مي‌توان اين گونه پنداشت كه ايرها، اين مهاجرت از ديگر تيره‌هاي نژاد آريا جدا شدند و سرزمين اصلي را به تورها، سلم‌ها، سايتي‌ها، داهي‌ها و ...، واگذاشتند. اين مهاجرت، شايد سده‌ها و هزاره‌ها به درازا كشيد و در دوره‌ي كيومرث يا كمابيش در سال‌هاي مياني سده‌ي هفتم پيش از ميلاد، به پايان رسيد. مي‌توان پذيرفت اشاره‌ي به اين مساله در فروردين يشت ـ بند 87 كه كيومرث « نخستين كسي است ... كه از او خانواده‌ي سرزمين‌هاي ايراني و نژاد ايرانيان پديد آمد.» به همين مساله است.

در نتيجه همان گونه‌ كه اشاره شد، ديگر تيره‌هاي آريايي پيش از مهاجرت پاره‌اي از آنان به هند و اروپا در همان سرزمين‌هاي شمال خاوري آسيا برجاماندند.

رفته رفته در اين سرزمينِ سخت و اين زندگاني بيابان‌گردي، ميان اقوام آريايي و اقوام اورال ـ و ـ آلتايي، آميزش‌هايي به وجود آمد كه نتيجه‌ي آن مردماني دورگه: از يك سو توراني و از يك سو اورال و آلتايي بودند. در شاه‌نامه با ظرافت به اين مساله اشاره رفته است:

بگفتا كه از مام، خاتونيم    زسوي پدر، آفريدو‌نيم

از سوي ديگر، در اثر اين آميزش، زبان دو گروه آريايي‌ها (تورانيان) و مردمان اورال ـ و ـ آلتايي نيز در هم آميخته مي‌شود. بدين‌سان، مي‌توان زبان  « تركي» را آميخته‌اي از زبان مردمان توراني آريايي‌نژاد و مردمان اورال ـ آلتايي دانست.(دنباله) 

 

 

---------------------------------------

+ سرزمین توران کجاست؟ (سرای دانای توس)

+ کارنامه شاهنامه‌پژوهی ملک الشعرا بهار

+روزهای هفته

+شاهنامه تصحیح دكتر "جلال خالقی‌مطلق" كه به اعتقاد بیشتر كارشناسان معتبرترین تصحیح حال حاضر از شاهنامه بزرگ فردوسی به حساب می‌آید ، اسفندماه 86 خورشیدی از سوی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی عرضه می‌شود. 


دنباله‌ی نوشتار
+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در یکشنبه 1386/11/07 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |
 

زنده یاد احمد کسروی در کتاب « آذری یا زبان باستان آذربایجان» که چاپ نخست آن در سال 1304 انجام گرفته است بدنبال پاسخی برای این پرسش است : «آذربایجان همیشه بخشی از ایران می بوده و کمتر زمانی از آن جدا گردیده. با اینهمه زبانش ترکی می باشد و این خود چیستانی شده و بدست روزنامه نویس های عثمانی و ایران افتاده است.»(برگ 5) کسروی سپس مدعی می شود:‌«میخواهیم بگوییم در آغاز تاریخ که سه هزار پیش بوده "مادان" در آذربایجان و این پیرامون ها نشیمن داشته اند و اگر کسی بتاریخ آشنا است این می داند که تا دوهزار سال پیش ترکان از این نزدیکیها بسیار دور بوده اند و در میانه های آسیا میزیسته اند و این خود پندار بسیار عامیانه ایست که کسانی گویند آذربایجان از نخست سرزمین ترکان بوده ...» (برگ 8) «آذربایجان تا سده ی ششم آذری زبان بوده » (برگ 12) و ترکان از سده ی پنجم هجری دسته دسته وارد این سرزمین شده اند. این نویسنده پس از این به اثبات مدعای خود با بهره گیری از داده های تاریخی می پردازد. از این رهگذر او به بیان فشرده ای از تاریخ آذربایجان و بافت نژادی مردم ساکن در آن از آغاز تا کنون پرداخته و سپس به یک بررسی زبانشناختی پیرامون «زبان آذری» که آن را زبانی دیگرگون و جدا از «زبان ترکی» می شناسد دست می زند.

آنچه در پی می آید نوشتاری است ارزشمند در بردارنده ی چکیده ای از این کتاب به قلم فرید شولیزاده. گفتنی است متن کامل این کتاب گرانمایه را نیز می توانید از اینجا دانلود نمایید.

 

 

  زنده یاد احمد کسروی

 

 

آذری یا ترک

 

جستاری که از مقابل دیدگاه گرامیتان میگزرد چکیده ای است از کتاب (آذری یا زبان باستان آذربایجان) نوشته زنده یاد احمد کسروی. نگارنده نوشتار های احمد کسروی را بمانند نوری میبینم که بر زوایای تاریکخانه جهل های زمان میتابد و گمراهی را رسوا میکند.

احمد کسروی خود فرزند آتروپاتگان (آذربایجان) خواستگاه مغان و سرزمین بزرگان بود جائی که خاکش از اشو زرتشت، بزرگ پیامبر راستی تا آدورباد ماراسپندان(آذرپاد) اندیشمند بزرگ ایرانی،دلاورمردانی چون بابک خرمدین و ستارخان و شاه اسماعیل وشیر دلان بزرگ دشت چالدران را دامان خود پرورانده  و هنوز هم میپروراند.بمنظور پرهیز از حاشیه چکیده کتاب برابر خود جملات عینن نقل میشود.

زنده یاد کسروی کتاب خود را اینگونه اغاز میکند:کسانیکه که بتاریخ اشنایند و از نتایج گرانبهای کاوشهای دو قرن اخیر با خبرند نیک میدانند که در بیش از چهار هزار سال پیش قوم آریان از سرزمین های سرد شمالی که در ان میزیسته اند بسوی اروپا و فلات ایران که هوائی معتدل تر داشته کوچی گسترده را آغاز کرده اند.ایشان به هرکجائی که رسیده اندو در ان نشیمن گرفته اند بنیاد تمدن و فرهنگی همه گیر از خود بجای گذاشته اند و از این رو در تاریخ بنام گردیده اند.چنانکه یونانیان و رومیان که بنیاد زندگانی اروپا از ایشان است در تاریخ ان همه جای بزرگی از خود بازکرده اند و گرمنان(ژرمنها)که روم غربی را بر انداختند و با جوش و جنب خود دور نوینی (سده های میانه)در تاریخ اروپا پدید اوردند همگی از همان مردم آریائی بودند.همچنین دسته هائی از انها که به پشته ایران رسیدند و در اینجا نشیمن گرفتند از سه تیره ماد،پارس،پارت بودندو هر یکی بنوبه خود بنیاد فرمانروائی و تمدنی شکوهمند گذاردند.

(برای پی گیری دنباله ی نوشتار را کلیک کنید)

 

-----------------------------------

+ دانلود کتاب "آذری، يا زبان باستانِ آذربايجان" ـ نوشته‌ی احمد كسروی

+ نشر هزار منتشر كرد؛ آذری یا زبان باستان آذربایجان


دنباله‌ی نوشتار
+ نوشته‌ي ك. جوشن‌لو در دوشنبه 1386/06/19 و ساعت 6:3 بعد از ظهر |