تبليغاتX
سرای دانای توس

"اَبَر-"، "ابرانسان"

داریوش آشوری

یکی از خوانندگان سایتِ رادیو زمانه، در کامنتی برای مقاله‌ی "نیچه و عشق"، به قلمِ من، نوشته اند که با پیشوند "اَبَر-" در ترکیبِ "اَبَرانسان" اشکال دارند. این اشکالی ست که گمان می‌کنم بسیاری دیگر نیز دارند، زیرا، همچون ایشان، آن را به معنای "فوقِ بشری" می‌فهمند. و دلیلِ آن ناروشنیِ مفهومِ "ابرانسان" یا "ابرمرد" در فارسی ست. این پیشوند را نخستین بار محمدباقر هوشیار-- پیشاهنگِ ترجمه‌ی نوشته‌های نیچه به فارسی—با ترجمه‌ی Übermensch در زبانِ آلمانی به "اَبَرمَرد" به کار برد. وی، بی‌گمان، این اختیار را با توجه به هم‌ریشگی "اَبَر" در فارسی با über- در آلمانی کرده است. از همین ریشه در انگلیسی over- را داریم و در لاتینی super- را. دنباله ...


دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط ح. جوشن‌لو در بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 3:58 بعد از ظهر |

 

فارسی (Farsi) يا پرژن (Persian)؟

 

 کامران تلطف

 

نام زبان ما فارسی است. در انگليسی به آن پِرژِن (Persian) می گويند. اگر چه اين گفته ساده می نمايد اما در سالهای اخير در زبان انگليسی به گونه ای روز افزون به جای واژه پرژن (Persian)، از واژه فارسی (Farsi) استفاده می گردد. در اين گفتار کوتاه، می خواهم توضيح دهم که چرا چنين جايگزينی صورت می گيرد، چه کسانی آن را انجام می دهند، و سرانجام اينکه زيان های اين جايگزينی کدام است. پيش از اين ديگران در اين باره نکاتی را مطرح کرده اند و بحث های بسياری هم صورت گرفته اما بنظر می رسد که مسئله هنوز حل نگرديده است و هر روز هم جدی تر می شود.

قرن هاست که در غرب از واژه پرژن (Persian) استفاده می کنند که اصل آن به واژه های پارس و پارسی بر می گردد. هنگامی که هزار سال پيش از ميلاد مسيح اقوام آريايی به سرزمين پرسيس مهاجرت کردند پارس و زبان آنها نيز پارسی شناخته شد. اين زبان از آن هنگام تا کنون دچار دگرگونی های بسياری در دوره های گوناگون شده است که نتيجه آن پديداری پارسی کهن (که تا سه سده پيش از ميلاد زنده بوده)، پارسی ميانه يا پهلوی (که تا سده نهم پس از ميلاد رايج بوده)، و پارسی نو که ديگر پس از تسلط عرب ها نام آن به فارسی موسوم شد – بوده است.چرا که در زبان حاکمان جديد صدای "پ" وجود نداشت. اگر اين صدا وجود داشت و يا اگر ايرانيان پشتکار بيشتری در نگهداری نام واقعی آن می کردند، با توجه به تشابه آن با نام آن در زبانهای غربی کار امروز ما یقينا ساده تر می بود. ولی ايرانيان از فرم عربی اين واژه که همان "فارسی" است برای ناميدن زبان خود استفاده کردند. اما در غرب از همان دوران يونان و رم باستان اين زبان پرژن (Persian) - يا با تلفظی شبيه به آن بسته بهنوع زبان اروپايی خوانده شد. فارسی در دوران امپراتوری اسلامی همچنان اهميت خود را حفظ کرد و در کنار عربی به يک زبان جهانی بويژه در فلات ايران، در آسيای ميانه، و تا همين سده های اخير بعنوان يک زبان رسمی در هند تبديل گرديد. در اين دوران حجم بزرگی از آثار تاريخی، شعری، و ادبی، اجتماعی، و علمی به فارسی نوشته شد. امروزه نيز فارسی همچنان نه تنها زبان رسمی ايران بلکه يکی از زبانهای رسمی افغانستان و جمهوری تاجيکستان و هنوز هم زبان مردم بسياری در ساير نقاط آسيای ميانه است.

اما سخن اصلی ما بر سر نام اين زبان در زبان انگليسی است نه تاريخچه آن. مسئله اين است که چرا ناگهان در امريکا و نيز در بسياری از کشورهای اروپايی بجای نام انگليسی (Persian) يا فرانسوی (Persane)، يا آلمانی ( Persisch) آن، واژه "فارسی" (Farsi) که در واقع نام بومی زبان ما در ايران يا کشورهای فارسی زبان است بکار برده می شود و چه کسانی به اين کار دامن می زنند ؟ اشکال آن چيست؟

برای کسانی که به روزنانه ها، کتابها، و نشريات انگليسی و يا اروپايی در دوره های پيش از دهه هشتاد ميلادی (و چاپ خارج از ايران) دسترسی دارند و يا برای کسانی که آن سالها را بياد می آورند، روشن است که اين زبان در آن روزگار در انگليسی بطور عمده پرژن (Persian) خوانده می شد و نه فارسی (Farsi). اما در واقع پس از انقلاب اسلامی سال 1358 بود که بگونه ای گسترده و ناگهانی از اين زبان در انگليسی و ساير زبانهای اروپايی بعنوان فارسی (Farsi) نام برده شد. پيش از آن به ندرت و در موارد خاصی اين واژه به چشم می خورد و قطعا مردم عادی غرب (بجز عده ای جهانگرد يا فرستاده های سياسی و آنهم بخاطر بی اطلاعی دوستان بومی اشان) از آن بی اطلاع بودند. در آن زمان واژه فارسی (Farsi) تنها به معنای نام محلی زبان ما در زبان های غربی وجود داشت. انقلاب ايران در بسياری زمينه ها بويژه در رابطه با چگونگی توليد فرهنگ و گسترش آن، توليد ايدولوژی و ارتقاء آن، توليد هنر و تبليغ آن، و نيز در زمينه چگونگی عرضه داشت هويت ايرانی رابه طور اساسی در جامعه دگرگون کرد. در سطح عمومی، ديگر اين گونه توليدات در انحصار يک گروه برگزيده اجتماعی نبود بلکه بسياری از مردم عادی نيز فرصت يافتند به اين گونه فعاليتها بپردازند. از جمله مثال های موفقيت آميز آن شرکت انبوه بيشماری از زنان ايرانی در فعاليت های ادبی، سينمايی، و نقاشی است. مسئله ارتقای گفتمان حکومتی بعنوان يک سياست رسمی در سطح داخلی و بين المللی همچنان بعنوان يک ضرورت باقی ماند اما ديگر بجای ستايش نظام ايران باستان، دولت به ستايش سنت های دينی پرداخت که از آن رهگذر تا اندازه ای هر آنچه که باستانی، غربی، يا بطور کلی غير اسلامی بود نفی می گرديد. همزمان، انقلاب باعث تبعيد، کوچ اجباری، يا کوچ آزادانه بسياری از ايرانيان با زمينه های اقتصادی و فرهنگی مختلف به غرب شد. همه اين دگرگونی ها به نوعی در بازعرضه داشت هويت ايرانی که پيش از اين بيشتر در رابطه با ايران تاريخی بود تاثير گذاشت. از نتايج اين دگرگونی های گفتمانی يکی هم رواج واژه فارسی (Farsi) بعنوان نمام اين زبان در خارج از کشور بود. اما ابتدا اين را بايد روش کرد که اين کسانی که به رايج کردن اين واژه در زبانهای خارجی کمک کردند که بودند و از کدام خواستگاه دست به اين کار زدند ... (برای پی‌گیری، دنباله‌ی نوشتار را کلیک کنید)

 

با سپاس از پایگاه شورای گسترش زبان فارسی که این نوشتار را در اینترنت قرار داده اند.

 

زمینه: زبان‌شناسی و تاریخ زبان فارسی

 

------------------------------------------------------------

:: خط اوستایی در کلیپ مشترک بیونسه و شکیرا

:: پوزش نانسی عجرم از ایرانیان

:: بمبارانی برای حفظِ نام "ایران" (یادداشتی از مسعود لقمان)

:: دانلود فونت پهلوی (هام-دبیره) به همراه تصویر صفحه کلید

:: در پیرامون جشن آذرگان از تارنگار اروداد


دنباله مطلب
+ نوشته شده توسط ح. جوشن‌لو در بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 11:34 قبل از ظهر |

 

آنچه در پی می آید نوشتاری است از دکتر فریدون جنیدی پیرامون چگونگی واگویی و نوشتن درست و اصیل واژه ی «ایران». در این نوشتار نویسنده می کوشد نشان دهد بخش نخست واژه ی ایران "اِیْر" تلفظ می شود نه "ایر". باز هم سنجشگری را به خوانندگان گرانمایه وا می نهم.

 

 

 

استاد فریدون جنیدی

 

 

 Ēran  یا Iran

 

ایران بمعنی "کشور آریاییان" بایستی بصورت «اِیْران»  éran  تلفظ شود و تامدتی پیش هم همین گونه تلفظ می شد و هنوز هم روستاییان نیشابور و سالخوردگان آن سامان آنرا «اِیْران» تلفظ می کنند.

اما متاسفانه یا از روی بی اعتنایی یا بعلت آگاهی دستگاه های جاسوسی انگلیس از معنی بزرگ این واژه کشورهای غربی آنراIran   نوشتند و خواندند و هم اکنون ما هم آنرا بهمین گونه تلفظ می کنیم.

از جمله مشتقاتی که از «اِیْر» [بخش نخست واژه ی ایران] ساخته شده واژه ی مرکب «دلِیْر» است که باید آن را دل ایْر dilér با تخفیف مصوت بعد از دال خواند. واژه ی «دلِیْر» در اشعار با واژه هایی همچون shér جانور درنده و sér مخالف گرسنه قافیه شده است.

شیر خوراکی Shir  تلفظ می شود و شیر جانور  shér  و این تلفظ هنوز در نیشابور هست. شعر معروف مولوی اشاره به این می کند که این دو واژه در نوشتن یکی هستند نه در خواندن :

کار نیکان را قیاس از خود مگیر --- گر چه باشد در نوشتند شِیْر ؛ شیر

آن یکی شیریست کادم می درد --- وان دگر شیری است کادم می خورد

بهمین ترتیب سیر به معنای ضد گرسنه Sér است و سیر برادر پیاز Sir و این نیز هنوز در نیشابور رایج است.

این بیت در سیر شدن یزدگرد از پادشاهی است:

چه گفت آن سخنگوی مرد دلیر --- که از گردش روز برگشت سیر

و نیز دیْر بمعنی مخالف زود که dér  تلفظ می شود. این بیت در شکایت ایرانیان از نوذر است:

پیاده همه پیش سام دلیر --- برفتند و گفتند هر گونه دیر

  

 

پی‌نوشت

چندی پیش به دیدگاه زنده یاد احمد کسروی نیز در همین باره برخوردم که برای آگاهی دوست داران آنرا اینجا قرار می دهم. ایشان در این باره می نویسد:

"باید چند سخنی هم در باره ی نام «ایر» نویسم: باید دانست آن مردمی که گفته می شود از سرزمین های یخبندان شمال به پشته ی ایران آمدند و اروپاییان ایشان را «آر» یا «آری» خوانده اند، ولی چون در اوستا نام ایشان آئیر aer بوده سپس این کلمه «ایر» ‌(با یاء مجهول – er) گردیده و همان نام است که ما در نوشته های خود آورده و می گوییم:‌ «مردم ایر» یا «ایران» و باز همین نام است که سپس نام کشور گردیده و اکنون آنرا «ایران» (با یاء معلوم) میخوانند." (زبان آذری – برگ 54)

هم او در همان کتاب یادآور می شود که ایران با یاء مجهوله خوانده می شود و برابر آنرا با حرفهای لاتین اینچنین می نویسد: Eran. (همان - پاورقی برگ 7)

برای روشنگری بیشتر کمی هم در پیرامون «یاء مجهوله» بیاورم:‌ داریوش آشوری در پیرامون «یاء مجهوله» می نویسد: "پژوهندگان قدیم ...از نظر تلفظ دو گونه‌ی «ی» در فارسی نام برده اند که یکی را «یای معروف»  یا «یای عربی» و دیگری را «یای مجهول» یا «یای پارسی» نامیده اند. فرق این دو در تلفظ آنهاست. یای معروف کامل ادا می شود و آوای «ی» می دهد و یای مجهول خفیف‌تر و کشیده‌تر. به همین دلیل پیشینیان در شعر یای معرروف و مجهول را با هم  قافیه نمی کرده اند زیرا تلفظشان فرق داشته است." (بازاندیشی – برگ 142)

دهخدا نیز در این باره می نویسد:

"«ى» معروف و «ى» مجهول: هریك از دو «یاء» اصلى و وصلى، گاه معروف است و گاه مجهول. «یاء» معروف را «یاء» عربى و «یاء» مجهول را «یاء» پارسى نیز نامند: اگر حركت ماقبل «یاء» كسره خالص بود یعنى پُر خوانده شود «یاء» معروف باشد چون: تیر، شیر، تقدیر و غیره و اگر كسرهء ماقبل آن خالص نباشد یعنى پُر خوانده نشود «یاء» مجهول است چون: تیغ، دریغ، ستیز، گریز. و «یائى» كه ماقبل آن مفتوح باشد نه معروف بود و نه مجهول چون: دَیر. كَى. مَى. رَى و جز آن. لهجهء «یاء» مجهول در تداول امروز بخصوص در شهرهاى بزرگ از میان رفته است و شاید در بعضى شهرهاى كوچك و دیه‌ها بتوان تفاوت هر یك را از لهجهء محلى دریافت اما سابقاً در تلفظ نیز میان دو «یاء» فرق مى‌گذاشته‌اند. مولوى گوید:
كار پاكان را قیاس از خود مگیر
گرچه باشد در نوشتن شیر شیر
آن یكى شیر است كآدم میدرد
و آن دگر شیر است كآدم میخورد. "

 

بن‌مایه نوشتار اصلی

زندگی و مهاجرت آریاییان – فریدون جنیدی – چاپ دوم – برگ 176و177

با اندکی کوته‌سازی و جابجایی در پاره ای از بخش‌های نوشتار اصلی

 

بن‌مایه‌های پی‌نوشت

1-  آذری یا زبان باستان آذربایجان – احمد کسروی – نسخه ی پی‌دی‌اف

2-  بازاندیشی زبان فارسی – داریوش آشوری – نشر مرکز – چاپ سوم

۳-  واژه نامه دهخدا  

 

:: برداشت و استفاده مستقیم از این نوشتار بدون ذکر نشانی تارنما روا نیست:: 

-----------------------------------

+ نگرشی بر کارنامه استاد فریدون جنیدی

+ سخني کوتاه درباره بنياد نيشابور

+ کتاب های استاد فریدون جنیدی

 

+ نوشته شده توسط ح. جوشن‌لو در دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 1:47 بعد از ظهر |