تبليغاتX
سرای دانای توس - در نژاد مشترک ایرانیان و تورانیان-1

 

در نژاد مشترک ایرانیان و تورانیان - ۱

 

 

تور همان ترک نیست! / دکتر هوشنگ گنجه‌ای

شاخه‌هاي اصلي نژاد آريا يا اقوام اصلي آريايي عبارت بودند از: ايرها، تورها، سيريم‌ها (سلم‌ها «سلمان» يا سرمت‌ها يا سارامات‌ها)، سايتي‌ها1 و داهي‌ها2 كه در فروردين يشت، به روشني از آن پنج تيره نام برده شده و فره‌وشي‌هاي اَشوُن زنان و مردان سرزمين‌هاي مزبور به ترتيب بالا ستوده شده‌اند. (بند 143 و 144).

موطن اصلي آرياها در شمال خاوري آسيا و در عرض‌هاي بالاتر از 33 درجه شمالي بوده است. با سپري شدن دوران يخ‌بندان  (شرح آن در « ون‌دي‌داد» ـ فرگرددوم ـ بند 21 تا 42 ـ آمده است)، در اثر فوران جمعيت آرياها، زمين بر آنان تنگ مي‌شود. از اين رو، گروهي از آنان (ايرها)‏ راه جنوب باختري (نيم‌روز) را در پيش مي‌گيرند. به گفته‌ي « ون‌دي‌داد»، ايرها به پيشوايي «جم» پسر وي‌ونگ‌هان‏ سه بار به سوي نيم‌روز به حركت آمدند و هر بار، سه بهره از زمين را ‌گشودند.

آنان، نخست از سير دريا گذشتند و در آن سرزمين ساكن شدند و سپس از آمو دريا نيز گذشتند و در سرزمين‌هايي جاي گرفتند كه شايد همان‌هايي هستند كه در فرگرد يكم « ون‌دي‌داد» از آن‌ها نام برده شده است. در فرگرد يكم ـ بند سه، به روشني اشاره به آريا ويچ نخستين يا « آريا ويچ اصلي» است كه « اهريمن همه تن مرگ بيامد و به پتيارگي اژدها را در رود داي‌تيا بيافريد و زمستانِ ]فراگرفتن يخ تا 33 درجه عرض شمالي[ ديو آفريده را بر جهان هستي] جهان آريايي‌ها[، چيرگي بخشيد». آرياويچ، در اثر يخ‌بندان، چنان براي باشندگان آن سخت شد كه «در آن‌جا‏، ده ماه زمستان ]بود[ و دو ماه تابستان و در آن دو ماه نيز، هوا براي آب و خاك و درختان سرد ]بود[» (ون‌دي‌داد ـ فرگرد يكم ـ بند 4).

در اين صورت‏، مي‌توان اين گونه پنداشت كه ايرها، اين مهاجرت از ديگر تيره‌هاي نژاد آريا جدا شدند و سرزمين اصلي را به تورها، سلم‌ها، سايتي‌ها، داهي‌ها و ...، واگذاشتند. اين مهاجرت، شايد سده‌ها و هزاره‌ها به درازا كشيد و در دوره‌ي كيومرث يا كمابيش در سال‌هاي مياني سده‌ي هفتم پيش از ميلاد، به پايان رسيد. مي‌توان پذيرفت اشاره‌ي به اين مساله در فروردين يشت ـ بند 87 كه كيومرث « نخستين كسي است ... كه از او خانواده‌ي سرزمين‌هاي ايراني و نژاد ايرانيان پديد آمد.» به همين مساله است.

در نتيجه همان گونه‌ كه اشاره شد، ديگر تيره‌هاي آريايي پيش از مهاجرت پاره‌اي از آنان به هند و اروپا در همان سرزمين‌هاي شمال خاوري آسيا برجاماندند.

رفته رفته در اين سرزمينِ سخت و اين زندگاني بيابان‌گردي، ميان اقوام آريايي و اقوام اورال ـ و ـ آلتايي، آميزش‌هايي به وجود آمد كه نتيجه‌ي آن مردماني دورگه: از يك سو توراني و از يك سو اورال و آلتايي بودند. در شاه‌نامه با ظرافت به اين مساله اشاره رفته است:

بگفتا كه از مام، خاتونيم    زسوي پدر، آفريدو‌نيم

از سوي ديگر، در اثر اين آميزش، زبان دو گروه آريايي‌ها (تورانيان) و مردمان اورال ـ و ـ آلتايي نيز در هم آميخته مي‌شود. بدين‌سان، مي‌توان زبان  « تركي» را آميخته‌اي از زبان مردمان توراني آريايي‌نژاد و مردمان اورال ـ آلتايي دانست.

آن‌چه امروز از آن به عنوان زبان تركي نام برده مي‌شود، داراي ساختار دستوري توراني (آريايي‌) است كه با ساختار دستوري زبان‌هاي كهن و باستاني ايران‏ هم‌سان است. در اين زبان، افعال و پاره‌اي قيود و واژگان زبان‌هاي اورال ـ و ـ آلتايي وارد شده است. در نتيجه مي‌توان گفت كه زبان تركي، آميزه‌اي است كه از زبان توراني (آريايي‌) و زبان‌هاي اورال ـ و ـ آلتايي. مهم اين كه ساختار دستوري زبان مزبور، ساختار دستوري زبان‌هاي آريايي را دارد. مانند: زبان‌هاي ايراني كهن و باستان، لاتين، آلماني، روسي و ...

پس از شكل‌گيري ايران زمين، به ويژه در دوران باستان، ديگر تيره‌هاي‌ آريايي‌ (توراني‌ها و سرمت‌ها) را، ايرانيان بيروني (ايرانيان خارجي) مي‌ناميدند. بدين‌سان، پس از آن كه « پارس‌ها جاي آشوريان، بابلي‌ها و مادها را براي سيادت در آسياي مقدم گرفتند، برآن شدند تا ايرانيان مقيم و باديه‌نشين ]يك جانشين و شهرنشين[ را از شر تهاجمات و حملات تازه‌ي سكنه‌ي ايران خارجي، مصون و محفوظ بدارند. بنا بر روايت هردودت، آخرين پيكار و لشگركشي كورش عليه ماساژت‌ها، يعني عليه سيت‌ها ]سكايي‌ها[‌ي مناطق شرقي خيوه بود (حدود 529 پ‌م). داريوش نخستين لشگر‌كشي بزرگ خود را عليه سيت‌هاي اروپا به عمل آورد. (513 ـ514 پ‌م). وي از تراس (تراكيه) و بسارابي فعلي، وارد مرغزارها شد. صحرانوردان سيت، با تعقيب همان تاكتيك و راه و رسم معمولي، به جاي ايستادگي و قبول پيكار برابر داريوش، عقب ‌نشيني اختيار نمودند و همواره داريوش را دورتر به ميان صحاري خشك و بي‌آب و علف و برهنه ‌كشاندند. داريوش به فتواي عقل و دورانديشي، به موقع از پيش‌روي صرف‌نظر نمود... در حقيقت اين اقدام براي شاهنشاه هخامنشي، اجراي يك انديشه‌ي سياسي بسيار طبيعي به شمار مي‌رفت. يعني، پارسي نمودن ايران خارجي و ايجاد وحدت ايران. »3

بدين‌سان، ايرانيان و تورانيان، هر دو از يك دودمان‌اند. در حالي كه « تركان»، فرآيند آميزش تورانيان و اقوام اورال ـ و ـ آلتايي است. از اين رو، در مي‌يابيم كه تورانيان و تركان، از يك نژاد و ريشه نيستند و بعدها، پس از آن كه اقوام ترك به درون « ايران شهر» نفوذ كردند، پاره‌اي از نويسندگان و نسخه‌برداران، اين دو نام را مترادف هم به كار گرفتند. به ويژه نسخه‌برداران شاه‌نامه، اين كار را كردند و در جاي جاي شاه‌نامه به جاي « تور»، ترك و به جاي « توران»، تركان و ... را به كار گرفتند. در حالي كه در هر كجاي شاه‌نامه، به جاي واژه‌ي ترك، « تور» و به جاي واژه‌ي تركان، « توران» به كار گرفته شود. در صلابت شعر تاثير نمي‌كند.

بن‌مایه:تور و ترك - توران و تركان/ دكتر هوشنگ گنجه‌اي

 

تورانیان آریایی هستند / علامه دهخدا

نزد خاورشناسان ، تورانيان طوايفي بودند در دشتهاي روسيه و مستملکات آسيايي روس حاليه ، يا طوايف چادرنشيني که از درياي قفقاز تا رود سيحون (سيردريا) پراکنده بودند. از اوستا و کتب ديني پهلوي و داستانهاي ملي و اقوال مورخان قديم برمي آيدکه ايرانيان و تورانيان از يک نژاد بوده اند منتهي ايرانيان زودتر شهرنشين و متمدن شدند و تورانيان به همان وضع بيابان نوردي و چادرنشيني باقي ماندند. در کتب متاخر ناحيت ترک و خزر و چين و ماچين و تبت و شرقرا به تفاوت خاک تور و ممالک روم و روس و آلان و مغرب را خاک سرم (سلم ) دانسته اند. بر خلاف اين پندار، توران و سرمان و دو مملکت ديگر سائيني و داهي (که در فروردين يشت آمده ) هر چهار، مانند خود ايران مرز و بوم قوم آريائي است . (حاشيه برهان چ معين ).

بن‌مایه: واژه نامه دهخدا

 

ادامه دارد ...

 


+ نوشته شده توسط دانای توس در هفتم بهمن 1386 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |