شاهبیتهای دانای توس - 5
بر او راست خم کرد و چپ کرد راست
خـروش از خــــم چرخ چاچی بخاست
یکی از شاهکارهای دانای توس بیتی است که اینک در برابر دیدگان شما است. این بیت صحنهی کمان کشیدن یک پهلوان را به تصویر می کشد به گونهای که خواننده حتی صدای خروش کمان را نیز می شنود. بد نیست کمی در ژرفنای این بیت درنگ کنیم.
در مصرع نخست داناس توس به بازنمایی حالت پاهای تیرانداز درهنگام کشیدن کمان پرداخته است. آنچهکه خم شده است پای راست است و آنچه ستون شده است پای چپ. برای یک راستدست بی گمان بهترین حالت همین است که پای چپش را جلو بگذارد و ستون کند و پای راستش را پس بکشد و خم کند به گونهای که زانویش نزدیک زمین شود. (برای فهم این تصویر بد نیست این حالت را یک بار اجرا کنید)
اما شگفت انگیزتر اینکه "راست" در این مصرع جادویی به دو معنی به کار رفته است: یکی سوی راست (اولی) ودیگری عمود (دومی). شگفتانگیزتر اینکه "متضاد" هردوی این معانی را نیز در همین مصرع آورده است؛ یعنی "چپ" و "خم".
اینک به سراغ بیت دوم برویم؛ نخست ببینیم منظور از "چرخ چاچی" چیست؟ "چاچ" (امروزه تاشکند) شهری بوده در کنار رود سیحون که دارای کمانهای بسیار خوب و گزیدهای بوده است. "چرخ" نیز به کنایه از کمان است؛ پس "چرخ چاچی" یعنی کمانی که ساختهی شهر چاچ است.
در اینجا دانای توس به صراحت نگفته است که کماندار در حال کشیدن کمان است. بلکه وقتی سخن از خروش و فریاد کمان چاچی به میان می آورد خودبهخود این تصویر در ذهن ما مجسم میشود. چرا که کمان در هنگام "کشیده شدن" میخروشد. در واقع استاد سخن بجای سخن گفتن با سحر و جادوی این معنی را به خواننده "تلقین" می کند. اما شگفتانگیزتر اینکه این بزرگمرد به همین هم بسنده نمی کند. بد نیست بار دیگر این مصرع را بخوانید: "خروش از خم چرخ چاچی بخاست".
درست است؛ در اینجا شاعر با تکرار واجهای "خ" و "چ" گویی از ژرفنای تاریخ، صدای خروشیدن کمان را نیز به خواننده منتقل میکند. در واقع استاد سخن "واجآرایی" کرده است اما نه یک واجآرایی پوچ و بیپیوند. بلکه خواسته است با این واجپردازی نه تنها تصویر را بلکه صدای "غژغژ"و "خچوخچ" کشیدهشدن کمان را نیز توسط تارهای صوتی خود او بازتولید می کند. بیپایه نیست که هماو بحق می گوید:
ازین پس نمیرم که من زندهام --- که تخم سخن را پراکندهام
برای دیدن شمارههای پیشین "شاهبیتهای دانای توس" به زمینهها بخش "فردوسی و شاهنامهپژوهی" بروید.
